Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
معیارهای ریسک Risk Measures

معیارهای ریسک به شاخص‌های آماری گفته می‌شود که برای اندازه‌گیری میزان ریسک و نوسانات یک سرمایه‌گذاری استفاده می‌شوند. این معیارها بر اساس داده‌های گذشته، به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند تا ریسک آینده را پیش‌بینی و بهتر مدیریت کنند.

کلیک ها - 42
Synonyms - معیارهای ریسک,Risk Measures
مدل‌سازی تصادفی (Stochastic Modeling)

مدل‌سازی تصادفی (Stochastic Modeling) روشی در تحلیل داده و پیش‌بینی است که در آن از متغیرهای تصادفی (Random Variables) استفاده می‌شود تا نتایجی که همراه با عدم قطعیت هستند، بررسی شوند.

کلیک ها - 33
Synonyms - مدل‌سازی تصادفی,Stochastic Modeling
محافظت Protect

محافظت: برای ایجاد تنظیماتی برای یک کاربرگ یا کتاب کار که از مشاهده یا دسترسی کاربران به کاربرگ یا عناصر کتاب کار مشخص شده جلوگیری می کند.

کلیک ها - 280
Synonyms - محافظت,Protect
مالک‑ساکن Owner‑Occupant

مالک‑ساکن یا Owner‑Occupant به فردی گفته می‌شود که مالک قانونی یک ملک است و خودش نیز در همان ملک سکونت دارد. این موضوع در مقابل مالک غیرساکن (Absentee Owner) قرار می‌گیرد؛ یعنی کسی که مالک ملک است اما در آن زندگی نمی‌کند. موجر غیرساکن (Absentee Landlord) نیز نوعی مالک غیرساکن محسوب می‌شود.

کلیک ها - 63
Synonyms - مالک‑ساکن,Owner‑Occupant
مدیر شعبه Branch Manager

اصطلاح "مدیر شعبه" به مدیری اطلاق می شود که مسئولیت یک مکان یا شعبه خاص یک بانک یا سایر شرکت های خدمات مالی را بر عهده دارد.

کلیک ها - 427
Synonyms - مدیر شعبه,Branch Manager
میان‌یابی Interpolation
میان‌یابی (Interpolation) یک روش آماری برای تخمین مقادیر ناشناخته بین نقاط داده‌ای شناخته‌شده است.
در سرمایه‌گذاری، تحلیل‌گران از میان‌یابی برای تخمین قیمت‌ها یا بازده‌ها بر اساس داده‌های موجود در بازار استفاده می‌کنند. این کار معمولاً با استفاده از نمودارهای خطی در تحلیل تکنیکال انجام می‌شود.
کلیک ها - 73
Synonyms - میان‌یابی,Interpolation
مرحله انباشت Accumulation Phase

مرحله یا فاز انباشت برای سرمایه گذاران و کسانی که برای بازنشستگی پس انداز می کنند دو معنی دارد. به دوره ای اشاره دارد که یک فرد در حال کار و برنامه ریزی است و در نهایت ارزش سرمایه گذاری خود را از طریق پس انداز ایجاد می کند.

کلیک ها - 293
Synonyms - مرحله انباشت,Accumulation Phase