Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
رابط کامپیوتر انسانی Human Computer Interface

رابط کامپیوتر انسانی: رابطی که به برنامه اجازه می دهد تا با دنیای خارج تعامل داشته باشد.

کلیک ها - 547
Synonyms - رابط کامپیوتر انسانی,Human Computer Interface
رابطهٔ خطی Linear Relationship
رابطهٔ خطی یا ارتباط خطی نوعی رابطه میان دو متغیر است که می‌توان آن را روی یک نمودار به شکل یک خط مستقیم نمایش داد.
کلیک ها - 93
Synonyms - رابطهٔ خطی,Linear Relationship
رابطه کارفرما و کارگزار Principal-Agent

رابطه Principal-Agent یک رابطه رسمی و مهم در اقتصاد و دنیای مالی است که در آن:

  • Principal (کارفرما/اصیل): مالک دارایی یا تصمیم‌گیرنده اصلی است
  • Agent (کارگزار/نماینده): فرد یا نهادی است که به نمایندگی از او عمل می‌کند
کلیک ها - 104
Synonyms - رابطه کارفرما و کارگزار,Principal-Agent
راز تجاری (Trade Secret)

راز تجاری (Trade Secret) به هر نوع اطلاعات محرمانه و ارزشمند یک شرکت گفته می‌شود که در اختیار عموم قرار ندارد و به دلیل محرمانه بودن، برای کسب‌وکار مزیت رقابتی ایجاد می‌کند. این اطلاعات می‌توانند شامل فرمول‌ها، فرآیندها، روش‌های تولید، تکنیک‌ها، الگوریتم‌ها، استراتژی‌های بازاریابی، فهرست مشتریان یا هر دانش اختصاصی باشند که به موفقیت شرکت کمک می‌کنند.

کلیک ها - 25
Synonyms - راز تجاری,Trade Secret
راس ها Vertexes

راس ها: نقاط سیاه، مربعی، قابل کشیدن که در انتهای و تقاطع خطوط یا منحنی ها در AutoShapes خاص (مانند شکل های آزاد، خط خطی ها و منحنی ها) هنگام ویرایش نقاط روی AutoShape ظاهر می شوند.

کلیک ها - 329
Synonyms - راس ها,Vertexes
راکتیرینگ (Racketeering)

«راکتیرینگ» به الگوهای فعالیت‌های مجرمانه سازمان‌یافته گفته می‌شود که از طریق یک کسب‌وکار یا ساختار سازمانی انجام می‌گیرند تا سود غیرقانونی ایجاد کنند.

کلیک ها - 65
Synonyms - راکتیرینگ,Racketeering
رالی (Rally)

«رالی» در بازارهای مالی به افزایش سریع و کوتاه‌مدت قیمت دارایی‌ها گفته می‌شود که معمولاً پس از یک دوره رکود، ثبات یا کاهش قیمت رخ می‌دهد.

کلیک ها - 71
Synonyms - رالی,Rally