کمک یار متا
ℹ️واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| دفتر پشتیبان Back Office | دفتر پشتیبان بخشی از یک شرکت است که از پرسنل اداری و پشتیبانی تشکیل شده است که با مشتری روبرو نیستند. عملکردهای پشتیبان شامل تسویه حساب، ترخیص، نگهداری سوابق، انطباق با مقررات، حسابداری و خدمات فناوری اطلاعات است.
کلیک ها - 359 Synonyms -
دفتر پشتیبان,Back Office |
| در جایگاه برابر Pari-Passu | اصطلاح Pari-Passu یک واژه لاتین به معنی «در جایگاه برابر» یا «بهطور مساوی» است. در دنیای مالی و حقوقی، این اصطلاح به موقعیتی اشاره دارد که در آن چند دارایی، قرارداد، بدهکار یا طلبکار بدون هیچگونه اولویت یا ترجیح نسبت به یکدیگر، بهطور برابر برخورد میشوند.
کلیک ها - 74 Synonyms -
در جایگاه برابر,Pari-Passu,بهطور مساوی |
| داراییهای سطح ۱ Level 1 Assets | استاندارد حسابداری مالی FAS 157 سه سطح برای ارزشگذاری داراییها تعریف میکند: سطح ۱، سطح ۲ و سطح ۳. داراییهای سطح ۱ شامل سهام، اوراق قرضه، صندوقها یا هر نوع دارایی مالی هستند که دارای قیمتهای شفاف و قابل مشاهده در بازار باشند.
کلیک ها - 144 Synonyms -
داراییهای سطح ۱,Level 1 Assets |
| درب گردان (Revolving Door) | اصطلاح درب گردان (Revolving Door) به جابهجایی افراد در سمتهای سطح بالا بین بخش دولتی و بخش خصوصی اشاره دارد.
کلیک ها - 57 Synonyms -
درب گردان,Revolving Door |
| درآمد ناخالص Gross Earnings | درآمد ناخالص به مجموع کل درآمدی گفته میشود که یک فرد، خانواده یا شرکت در یک بازه زمانی مشخص کسب میکند، قبل از کسر مالیاتها، هزینهها یا تعدیلات.
کلیک ها - 134 Synonyms -
درآمد ناخالص,Gross Earnings |
| دوره تعدیل بزرگ Great Moderation | تعدیل بزرگ به دورهای از کاهش نوسانات اقتصادی کلان در ایالات متحده گفته میشود که از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و تا بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۷ ادامه داشت. در این دوره، نوسانات تولید ناخالص داخلی واقعی (GDP) و تورم بهطور قابلتوجهی کاهش یافتند.
کلیک ها - 212 Synonyms -
دوره تعدیل بزرگ,Great Moderation |
| دارایی غیرعملیاتی Non‑Operating Asset | دارایی غیرعملیاتی یا Non‑Operating Asset به داراییهایی گفته میشود که برای فعالیتهای اصلی و روزمره شرکت ضروری نیستند، اما همچنان میتوانند درآمد یا بازده مالی ایجاد کنند.
کلیک ها - 102 Synonyms -
دارایی غیرعملیاتی,Non‑Operating Asset |