Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
حقوق مالکیت Property Rights

حقوق مالکیت (Property Rights) به مجموعه‌ای از قوانین و اختیارات گفته می‌شود که مشخص می‌کند یک فرد، شرکت یا دولت چگونه می‌تواند از یک دارایی استفاده کند. این حقوق شامل امکان نگهداری، استفاده، فروش، اجاره یا انتقال دارایی به دیگران است.

کلیک ها - 29
Synonyms - حقوق مالکیت,Property Rights
حقوق مخالفان Dissenters' Rights

حقوق مخالفان : طبق اشکال مختلف قوانین ایالتی، سهامداران مخالف یک شرکت، در صورت ادغام یا تملک سهام به سهام (M&A) که سهامداران با آن موافق نیستند، حق دریافت وجه نقد به ازای ارزش منصفانه سهام خود را دارند. حقوق مخالفان به سهامداران مخالف این امکان را می‌دهد که در صورت عدم تمایل به عضویت در ادغام، به راحتی از شرکت خارج شوند.

کلیک ها - 410
Synonyms - حقوق مخالفان,Dissenters' Rights
حقوق و دستمزد Payroll

Payroll (سیستم حقوق و دستمزد) به فرآیند مدیریت و پرداخت حقوق کارکنان در یک کسب‌وکار گفته می‌شود. این فرآیند شامل محاسبه حقوق، کسر مالیات‌ها و رعایت قوانین مالی و بیمه‌ای است.

کلیک ها - 38
Synonyms - حقوق و دستمزد,Payroll
حقوق یا دستمزد پایه Base Pay

حقوق پایه حقوق اولیه ای است که به یک کارمند پرداخت می شود، بدون هیچ گونه مزایا، پاداش یا افزایش. میزان غرامتی است که یک کارمند در ازای خدمات دریافت می کند. حقوق پایه یک کارمند را می توان به صورت نرخ ساعتی یا حقوق هفتگی، ماهانه یا سالانه بیان کرد.

کلیک ها - 276
Synonyms - حقوق یا دستمزد پایه,Base Pay
حکم دادگاه Judgment
حکم دادگاه نتیجه و تصمیم نهایی یک مرجع قضایی است که یک اختلاف حقوقی را حل‌وفصل کرده و حقوق، مسئولیت‌ها و تعهدات طرفین را مشخص می‌کند.
کلیک ها - 60
Synonyms - حکم دادگاه,Judgment
حکم روابط خانوادگی Domestic Relations Order

حکم روابط خانوادگی (DRO) حکمی از دادگاه است که به همسر یا فرد تحت تکفل او حق می‌دهد در صورت طلاق، تمام یا بخشی از مزایای طرح بازنشستگی واجد شرایط کارمند را دریافت کند. DRO معمولاً برای بررسی به مدیر طرح یا کارفرما ارسال می‌شود و در صورت مطابقت با قوانین خاص، منجر به توزیع مزایای طرح بین طرفین درگیر می‌شود. طرفین درگیر معمولاً کارمند و همسرش هستند.

کلیک ها - 150
Synonyms - حکم روابط خانوادگی,Domestic Relations Order,DRO
حکومت نظامی Martial Law

حکومت نظامی (Martial Law) وضعیتی است که در آن حاکمیت و اداره امور از دولت غیرنظامی به ارتش و فرماندهان نظامی منتقل می‌شود. این حالت معمولاً در زمان بحران‌های شدید، بی‌ثباتی سیاسی، شورش‌ها، یا فروپاشی نظم عمومی اعمال می‌گردد. در دوره حکومت نظامی، فرماندهان ممکن است اختیارات گسترده‌ای داشته باشند که منجر به تعلیق برخی آزادی‌های مدنی مانند آزادی رفت‌وآمد، آزادی بیان یا اجرای فرایندهای قانونی شود.

کلیک ها - 52
Synonyms - حکومت نظامی,Martial Law