Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
ایمپرشن Impression

ایمپرشن یا Impression یک شاخص در بازاریابی دیجیتال است که تعداد دفعات نمایش یک محتوا (مانند تبلیغ، پست دیجیتال یا صفحه وب) را اندازه‌گیری می‌کند. به عبارت دیگر، هر بار که یک تبلیغ یا محتوا روی صفحه کاربر ظاهر می‌شود، یک ایمپرشن ثبت می‌شود. این معیار معمولاً با اصطلاح Ad View نیز شناخته می‌شود.

کلیک ها - 42
Synonyms - ایمپرشن,Impression
ایمپرشن یا برداشت ها Impressions

ایمپرشن یا برداشت ها: تعداد دفعاتی است که محتوای شما در فیدهای کاربران رسانه های اجتماعی نشان داده شده است. در ایمپرشن بیننده نیازی به درگیر شدن با یک پست ندارد تا آن را به عنوان یک ایمپرشن دنبال کند.

کلیک ها - 308
Synonyms - ایمپرشن یا برداشت ها,Impressions
ایمپِرِست Imprest

ایمپِرِست یک حساب نقدی است که کسب‌وکارها برای مدیریت هزینه‌های کوچک و روزمره استفاده می‌کنند. این حساب معمولاً دارای یک موجودی ثابت است که پس از خرج شدن، به‌طور منظم دوباره شارژ می‌شود تا تعادل اولیه حفظ شود.

کلیک ها - 40
Synonyms - ایمپِرِست,Imprest
اینترنت اشیا Internet of Things
اینترنت اشیا (IoT) به مجموعه‌ای از دستگاه‌های مجهز به اتصال شبکه گفته می‌شود؛ دستگاه‌هایی که می‌توانند از طریق Wi‑Fi، بلوتوث، NFC و سایر فناوری‌های ارتباطی به هم متصل شوند و داده ردوبدل کنند.
کلیک ها - 39
Synonyms - اینترنت اشیا,Internet of Things,IoT
اینترنت اکسپلورر Internet Explorer

اینترنت اکسپلورر : یک مرورگر وب که فایل‌های HTML را تفسیر می‌کند، آنها را در صفحات وب قالب‌بندی می‌کند و به کاربر نمایش می‌دهد. می توانید Internet Explorer را از وب سایت مایکروسافت در http://www.microsoft.com دانلود کنید.

کلیک ها - 224
Synonyms - اینترنت اکسپلورر,Internet Explorer
ایندکس یا فهرست مطالب Index

ایندکس یا فهرست مطالب Index: ایندکس نام دیگری برای پایگاه داده است که توسط یک موتور جستجو استفاده می شود. ایندکس ها حاوی اطلاعات تمام وب سایت هایی هستند که گوگل (یا هر موتور جستجوی دیگری) توانسته است پیدا کند. اگر وب سایتی در فهرست موتورهای جستجو نباشد، کاربران نمی توانند آن را پیدا کنند.

کلیک ها - 350
Synonyms - Index,ایندکس یا فهرست مطالب
اینشورتک Insurtech

Insurtech ترکیبی از دو واژه Insurance (بیمه) و Technology (فناوری) است و به استفاده از نوآوری‌های فناوری برای بهبود مدل سنتی صنعت بیمه، کاهش هزینه‌ها و افزایش کارایی اشاره دارد. این مفهوم مشابه Fintech است که در حوزه مالی تحول ایجاد کرده است.

کلیک ها - 35
Synonyms - اینشورتک,Insurtech