کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| نماینده Agent | نماینده در اصطلاح حقوقی به شخصی گفته می شود که از نظر قانونی اختیار عمل از طرف شخص یا نهاد دیگری را داشته باشد. ممکن است یک نماینده برای نمایندگی مشتری در مذاکرات و سایر معاملات با اشخاص ثالث به کار گرفته شود. ممکن است به نماینده اختیار تصمیم گیری داده شود.
کلیک ها - 407 Synonyms -
نماینده,Agent |
| نماینده امانی Escrow Agent | نماینده امانی شخص یا نهادی است که تا زمان نهایی شدن معامله یا حل اختلاف، اموال را به صورت امانی برای اشخاص ثالث نگهداری میکند. نقش نماینده امانی اغلب توسط یک وکیل ایفا میشود. نماینده امانی مسئولیت امانتداری نسبت به هر دو طرف قرارداد امانی را بر عهده دارد.
کلیک ها - 198 Synonyms -
نماینده امانی,Escrow Agent |
| نماینده ثبت شده Enrolled Agent | نماینده ثبتشده (EA) یک متخصص مالیاتی است که توسط دولت ایالات متحده مجاز به نمایندگی از مالیاتدهندگان در امور مربوط به اداره درآمد داخلی (IRS) است. EAها باید در آزمون قبول شوند یا تجربه کافی به عنوان کارمند IRS داشته باشند و بررسی پیشینه را با موفقیت پشت سر بگذارند.
کلیک ها - 172 Synonyms -
نماینده ثبت شده,Enrolled Agent,EA |
| نماینده ثبتشده (Registered Representative - RR) | «نماینده ثبتشده» یا RR به فردی گفته میشود که در یک شرکت مالی (مانند کارگزاری) فعالیت میکند و بهطور مستقیم با مشتریان در ارتباط است تا در خرید و فروش اوراق بهادار و محصولات سرمایهگذاری به آنها کمک کند.
کلیک ها - 24 Synonyms -
نماینده ثبتشده,Registered Representative,RR |
| نماینده مشاوره سرمایهگذاری Investment Advisory Representative | یک نماینده مشاوره سرمایهگذاری (Investment Advisory Representative – IAR) یک متخصص مالی است که به مشتریان مشاوره سرمایهگذاری ارائه میدهد و حسابهای آنها را مدیریت میکند. برای اینکه فردی به IAR تبدیل شود، باید ثبتنام کند و از طریق آزمونهایی مانند Series 63 و Series 65 مجوز دریافت کند.
کلیک ها - 63 Synonyms -
نماینده مشاوره سرمایهگذاری,Investment Advisory Representative,IAR |
| نمایه سازی Indexing | نمایهسازی بهطور کلی به استفاده از یک شاخص یا معیار مرجع برای اندازهگیری یا مقایسه دادهها اشاره دارد. در حوزه مالی و اقتصادی، نمایهسازی بهعنوان یک ابزار آماری برای ردیابی دادههای اقتصادی مانند تورم، نرخ بیکاری، رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)، بهرهوری و بازدهی بازار استفاده میشود.
کلیک ها - 93 Synonyms -
نمایه سازی,Indexing |
| نمایه سازی معنایی پنهان LSI | نمایه سازی معنایی پنهان LSI (Latent Semantic Indexing): یک روش بازیابی اطلاعات طراحی شده برای کمک به موتورهای جستجو در شناسایی زمینه صحیح یک کلمه. LSI امروزه نقش مفیدی در سئو ایفا نمی کند.
کلیک ها - 625 Synonyms -
Latent Semantic Indexing,LSI,نمایه سازی معنایی پنهان |