کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| پیشنهاد متقابل Counteroffer | پیشنهاد متقابل پاسخی است که به پیشنهاد اولیه داده می شود. پیشنهاد متقابل یعنی پیشنهاد اصلی رد شده و با پیشنهاد دیگری جایگزین شده است. پیشنهاد متقابل به پیشنهاد دهنده اصلی سه گزینه می دهد: قبول پیشنهاد متقابل، رد آن یا ارائه پیشنهاد دیگری.
کلیک ها - 151 Synonyms -
پیشنهاد متقابل,Counteroffer |
| پیشنهاد مصالحه مالیاتی Offer In Compromise | Offer In Compromise (OIC) برنامهای رسمی از سوی سازمان مالیات آمریکا (IRS) است که به مؤدیان واجد شرایط اجازه میدهد بدهی مالیاتی خود را با مبلغی کمتر از میزان واقعی بدهی تسویه کنند. این برنامه مخصوص افرادی است که یا توانایی پرداخت کامل بدهی مالیاتی را ندارند، یا پرداخت آن باعث فشار مالی شدید و غیرمنطقی برایشان میشود.
کلیک ها - 8 Synonyms -
پیشنهاد مصالحه مالیاتی,Offer In Compromise |
| پیشنهاد و درخواست Bid and Ask | پیشنهاد و درخواست یک قیمت معامله دو طرفه است که نشان دهنده بالاترین قیمتی است که خریدار برای یک اوراق بهادار می پردازد و کمترین قیمتی که فروشنده برای آن می گیرد. تفاوت بین قیمت های پیشنهادی و درخواستی یا اسپرد، شاخص کلیدی نقدشوندگی دارایی است. به طور کلی، هر چه اسپرد کمتر باشد، نقدینگی بهتر است.
کلیک ها - 385 Synonyms -
پیشنهاد و درخواست,Bid and Ask |
| پیش بینی اقتصادی Economic Forecasting | پیش بینی اقتصادی فرآیند تلاش برای پیشبینی شرایط آینده اقتصاد با استفاده از ترکیبی از شاخصها است. پیشبینی شامل ساخت مدلهای آماری با ورودیهای چندین متغیر کلیدی است که معمولاً در تلاش برای دستیابی به نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) در آینده انجام میشود.
کلیک ها - 100 Synonyms -
پیش بینی اقتصادی,Economic Forecasting |
| پیش بینی تکنیکی Forecasting | پیشبینی تکنیکی است که از دادههای تاریخی برای تصمیمگیری آگاهانه در مورد رویدادها یا شرایط آینده استفاده میکند. این صرفاً حدس زدن نیست. پیشبینی ابزاری برای کسبوکارها و سرمایهگذاران است که به تجزیه و تحلیل تخصصی نیاز دارد و از مدلهای پیچیدهای برای تخصیص سبد سهام و بودجه استفاده میکند.
کلیک ها - 117 Synonyms -
پیش بینی تکنیکی,Forecasting |
| پیش پرداخت Down Payment | پیش پرداخت مبلغی است که خریدار هنگام خرید یک کالای گرانقیمت مانند خانه یا ماشین، پیشپرداخت میکند. این مبلغ درصدی از کل قیمت خرید را نشان میدهد و معمولاً مابقی آن تأمین مالی میشود. پیشپرداخت میتواند مبلغ بدهی وامگیرنده به وامدهنده، میزان بهرهای که در طول مدت وام پرداخت خواهد کرد و مبالغ پرداخت ماهانه را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.
کلیک ها - 160 Synonyms -
پیش پرداخت,Down Payment |
| پیش پرداخت Prepayment | پیشپرداخت به معنای تسویهٔ یک بدهی قبل از موعد سررسید است. این کار میتواند شامل بازپرداخت زودهنگام یک وام، یا حتی پرداخت پیشاپیش برخی هزینهها و مخارج باشد.
کلیک ها - 30 Synonyms -
پیش پرداخت,Prepayment |