Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
واژه ابزار Instrument

واژه ابزار به هر وسیله‌ای گفته می‌شود که برای انتقال، نگهداری یا تحقق ارزش یا تعهدات مالی مورد استفاده قرار گیرد. در حوزه مالی، ابزار به یک دارایی قابل معامله یا مورد مذاکره اشاره دارد؛ مانند:

  • اوراق بهادار (Securities)
  • کالاها (Commodities)
  • مشتقات مالی (Derivatives)
  • شاخص‌ها (Indexes) یا هر موردی که به عنوان دارایی پایه برای یک مشتقه عمل کند.
کلیک ها - 49
Synonyms - ابزار,Instrument
واژه‌ی Laggard در بازارهای مالی
واژه‌ی Laggard در بازارهای مالی به سهام یا دارایی‌ای گفته می‌شود که عملکردی ضعیف‌تر از شاخص معیار یا هم‌گروه‌های خود دارد.
کلیک ها - 52
Synonyms - واژه‌ی Laggard در بازارهای مالی,Laggard
واکنشگرا Responsive Website

واکنشگرا Responsive Website: طراحی وب واکنشگرا رویکردی است که نشان می دهد طراحی و توسعه باید به رفتار و محیط کاربر بر اساس اندازه صفحه نمایش، پلت فرم و جهت گیری پاسخ دهد. این موضوع شامل ترکیبی از شبکه‌ ها و طرح‌ بندی‌های انعطاف‌ پذیر، تصاویر و استفاده هوشمندانه از پرسش‌های رسانه‌ای CSS است.

کلیک ها - 676
Synonyms - Responsive Website,واکنشگرا
واگذاری Assignment

واگذاری: انتقال حقوق یا دارایی یک فرد به شخص یا تجارت دیگری. این مفهوم در انواع معاملات تجاری وجود دارد و اغلب به صورت قراردادی بیان می شود. در معاملات، واگذاری زمانی اتفاق می افتد که یک قرارداد اختیار معامله اعمال می شود.

کلیک ها - 204
Synonyms - واگذاری,Assignment,تخصیص
واگذاری Disposition

واگذاری، عمل فروش یک دارایی یا اوراق بهادار است. رایج‌ترین شکل واگذاری، فروش یک سرمایه‌گذاری سهام در بازار آزاد، مانند بورس اوراق بهادار است.

کلیک ها - 326
Synonyms - واگذاری,Disposition
واگذاری Divestiture

واگذاری جزئی یا کامل عملیات یا دارایی‌های یک شرکت یا نهاد دیگر از طریق فروش، مبادله، تعطیلی یا ورشکستگی است. واگذاری معمولاً ناشی از تصمیم مدیریت برای توقف فعالیت یک واحد تجاری است زیرا بخشی از صلاحیت اصلی شرکت نیست.

کلیک ها - 259
Synonyms - واگذاری,Divestiture,Divestment
واگذاری تدریجی مالکیت Graded Vesting

واگذاری تدریجی مالکیت یا Graded Vesting فرآیندی است که طی آن، کارکنان به‌تدریج و در طول زمان، مالکیت سهم کارفرما در حساب بازنشستگی، مزایای سنتی بازنشستگی یا اختیار خرید سهام را به‌دست می‌آورند.

کلیک ها - 95
Synonyms - واگذاری تدریجی مالکیت,Graded Vesting