Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
سود حسابداری

تعریف سود حسابداری

در اصطلاح حسابداری، برابر با تفاوت درآمد و هزینه است. سود در علم اقتصاد دارای معنای متفاوتی است. سود با درآمد رابطهٔ مستقیم و با زیان، رابطهٔ معکوس دارد.

کلیک ها - 2398
Synonyms - سود حسابداری, سود حسابرسی, Accounting income
کلاه سفید White Hat

کلاه سفید White Hat: به طور کلی، سئو کلاه سفید به هر عملی اطلاق می شود که رتبه جستجوی شما را در صفحه نتایج موتور جستجو (SERP) بهبود می بخشد و در عین حال یکپارچگی وب سایت شما را حفظ می کند و در سرویس خدمات موتورهای جستجو قرار می گیرد. این تاکتیک ها در محدوده تعریف شده توسط گوگل باقی می مانند.

کلیک ها - 656
Synonyms - White Hat,کلاه سفید
گزارش حسابرس Auditor's Report

گزارش حسابرس نامه ای کتبی از حسابرس است که حاوی نظر وی درمورد اینکه آیا صورتهای مالی شرکت با اصول پذیرفته شده حسابداری (GAAP) مطابقت دارد و عاری از تحریف با اهمیت است یا خیر.

کلیک ها - 533
Synonyms - گزارش حسابرس Auditor's Report
اینکوترمز Incoterms
اینکوترمز (Incoterms) مخفف International Commercial Terms یا «اصطلاحات تجاری بین‌المللی» است. این مجموعه قوانین توسط اتاق بازرگانی بین‌المللی (ICC) تدوین شده و به‌صورت جهانی پذیرفته شده‌اند.
کلیک ها - 192
Synonyms - اینکوترمز,Incoterms,International Commercial Terms
کمیسیون فرصت‌ های شغلی برابر EEOC

کمیسیون فرصت‌های شغلی برابر ایالات متحده (EEOC) آژانسی است که مسئول اجرای قوانین فدرال در مورد تبعیض یا آزار و اذیت علیه متقاضی کار یا کارمند در ایالات متحده است. EEOC توسط کنگره برای اجرای عنوان هفتم قانون حقوق مدنی سال ۱۹۶۴ تشکیل شد و در ۲ ژوئیه ۱۹۶۵ فعالیت خود را آغاز کرد.

کلیک ها - 255
Synonyms - کمیسیون فرصت‌ های شغلی برابر,EEOC,Equal Employment Opportunity Commission
بیمه عمر متعلق به بانک Bank-Owned Life Insurance

بیمه عمر متعلق به بانک (BOLI) محصولی است که بانک ذینفع بیمه نامه و معمولاً مالک آن است. چنین بیمه ای به عنوان پناهگاه مالیاتی برای مؤسسات مالی استفاده می شود، که از مفاد پس انداز بدون مالیات خود به عنوان مکانیسم های تأمین مالی برای مزایای کارکنان استفاده می کنند.

کلیک ها - 322
Synonyms - بیمه عمر متعلق به بانک,Bank-Owned Life Insurance,BOLI
درآمد غیرعملیاتی Non‑Operating Income

درآمد غیرعملیاتی یا Non‑Operating Income به درآمدهایی گفته می‌شود که از فعالیت‌های خارج از حوزه اصلی کسب‌وکار شرکت به‌دست می‌آیند. این درآمدها مستقیماً به تولید کالا یا ارائه خدمات اصلی شرکت ارتباط ندارند، اما می‌توانند بر سود نهایی شرکت تأثیر قابل‌توجهی بگذارند.

کلیک ها - 41
Synonyms - درآمد غیرعملیاتی,Non‑Operating Income