Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
قانون آلودگی نفتی Oil Pollution Act of 1990

قانون آلودگی نفتی ۱۹۹۰ (OPA) یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین قوانین زیست‌محیطی ایالات متحده آمریکاست که با هدف جلوگیری از نشت‌های نفتی، افزایش مسئولیت‌پذیری عاملان نشت و ایجاد چارچوب جامع برای پاک‌سازی و جبران خسارت تصویب شد.

کلیک ها - 70
Synonyms - قانون آلودگی نفتی,Oil Pollution Act of 1990
کارایی اقتصادی Economic Efficiency

کارایی اقتصادی زمانی است که تمام کالاها و عوامل تولید در یک اقتصاد به ارزشمندترین کاربردهای خود توزیع یا تخصیص داده شوند و ضایعات حذف یا به حداقل برسند. یک سیستم از نظر اقتصادی کارآمد در نظر گرفته می‌شود اگر عوامل تولید در سطحی برابر یا نزدیک به ظرفیت خود استفاده شوند.

کلیک ها - 279
Synonyms - کارایی اقتصادی,Economic Efficiency
مستمری معوق Deferred Annuity

مستمری معوق قراردادی با یک شرکت بیمه است که قول می دهد در تاریخ آینده درآمدی منظم یا مبلغی را به مالک پرداخت کند. مستمری‌های معوق با مستمری‌های فوری متفاوت است، که بلافاصله پرداخت‌ها را آغاز می‌کنند.

کلیک ها - 234
Synonyms - مستمری معوق,Deferred Annuity
احتمال شرطی Conditional Probability

احتمال شرطی یک اصل در نظریه احتمالات است. این به احتمال وقوع یک رویداد خاص بر اساس این واقعیت مربوط می شود که یک رویداد قبلی قبلاً رخ داده است.

کلیک ها - 782
Synonyms - احتمال شرطی,Conditional Probability
قانون 28/36

قانون 28/36 (28/36 Rule) یکی از معیارهای رایج در مدیریت مالی شخصی و ارزیابی اعتبار متقاضیان وام است. این قانون به افراد کمک می‌کند میزان بدهی قابل‌تحمل خود را بر اساس درآمد تعیین کنند و از پذیرش تعهدات مالی بیش از حد جلوگیری کنند.

کلیک ها - 18
Synonyms - قانون 28/36, 28/36 Rule
قانون 10b5‑1 (Rule 10b5‑1)

قانون 10b5‑1 یکی از مقررات مهم کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) است که به افراد داخلی شرکت‌ها (Insiders) مانند مدیران و سهامداران عمده اجازه می‌دهد یک برنامه معاملاتی از پیش تعیین‌شده برای خرید یا فروش سهام خود تنظیم کنند.

کلیک ها - 73
Synonyms - قانون 10b5‑1,Rule 10b5‑1
هزینه آژانس یا نمایندگی Agency Costs

هزینه نمایندگی نوعی هزینه داخلی شرکت است که از اقدامات نماینده ای که به نمایندگی از طرف اصلی عمل می کند ناشی می شود. هزینه های نمایندگی معمولاً در پی ناکارآمدی های اصلی، نارضایتی ها و اختلالات، مانند تضاد منافع بین سهامداران و مدیریت ایجاد می شود. پرداخت هزینه نمایندگی به عهده عامل می باشد.

کلیک ها - 299
Synonyms - هزینه آژانس یا نمایندگی,Agency Costs?