Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
چک و تعادل Checks and Balances

چک یا کنترل و تعادل یا موازنه: قوانین و رویه هایی برای کاهش اشتباهات، جلوگیری از رفتار نامناسب یا کاهش خطر تمرکز در یک سازمان هستند. کنترل ها و تعادل ها مانع از کنترل مطلق یک فرد یا بخش بر تصمیمات و مجبور به همکاری در تکمیل وظایف می شود.

کلیک ها - 580
Synonyms - چک و تعادل,Checks and Balances
چگالی کلمه کلیدی Keyword Density

چگالی کلمه کلیدی Keyword Density: به شما می گوید که یک عبارت یا کلمه جستجو چند بار در متن نسبت به تعداد کل کلمات آن ظاهر می شود. به عنوان مثال: اگر یک کلمه کلیدی سه بار در یک متن 100 کلمه ای ظاهر شود، تراکم کلمه کلیدی 3٪ خواهد بود.

کلیک ها - 292
Synonyms - Keyword Density,چگالی کلمه کلیدی
چیپ آبی یا بلوچیپ Blue Chip

بلو چیپ یک شرکت ملی یا بین المللی شناخته شده، با سابقه و از نظر مالی سالم است که به صورت عمومی معامله می شود. بلو چیپ ها عموما محصولات و خدمات با کیفیت بالا و پذیرفته شده را به فروش می رسانند.

کلیک ها - 171
Synonyms - چیپ آبی یا بلوچیپ,Blue Chip
ژان-باپتیست سه Jean‑Baptiste Say
ژان‌باپتیست سِه یک اقتصاددان فرانسوی و از چهره‌های برجسته مکتب لیبرالیسم کلاسیک بود که حمایت او از بازار آزاد، رقابت و آزادی اقتصادی تأثیر قابل توجهی بر اندیشه اقتصادی گذاشت.
کلیک ها - 29
Synonyms - ژان-باپتیست سه,Jean‑Baptiste Say
کاتالوگ کمک های داخلی فدرال Catalog of Federal Domestic Assistance

کاتالوگ کمک های داخلی فدرال (CFDA) یک پایگاه داده از برنامه های مختلف کمک های فدرال در ایالات متحده بود که فهرست کاملی از برنامه های موجود برای شرکت ها، سازمان های دولتی، مناطق ایالات متحده و شهروندان را ارائه می کرد.

کلیک ها - 402
Synonyms - کاتالوگ کمک های داخلی فدرال,Catalog of Federal Domestic Assistance,CFDA
کارآفرین Entrepreneur

کارآفرین فردی است که یک کسب و کار جدید ایجاد می‌کند، بیشترین ریسک‌ها را متحمل می‌شود و از بیشترین پاداش‌ها بهره‌مند می‌شود. فرآیند راه‌اندازی یک کسب و کار به عنوان کارآفرینی شناخته می‌شود.

کلیک ها - 232
Synonyms - کارآفرین,Entrepreneur
کارآفرین درون‌سازمانی Intrapreneur
Intrapreneur (کارآفرین درون‌سازمانی) به کارمندی گفته می‌شود که وظیفه دارد در داخل یک شرکت ایده‌ها، پروژه‌ها یا نوآوری‌های جدید توسعه دهد.
این اصطلاح را گیفورد پینچوت سوم (Gifford Pinchot III) و الیزابت پینچوت ابداع کردند.
کلیک ها - 47
Synonyms - کارآفرین درون‌سازمانی,Intrapreneur