Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
شخصیت حسابداری

تعریف شخصیت حسابداری

بررسی تیپ شخصیتی مناسب برای حسابداری و تعریفی از فرض تفکیک شخصیت - یک شخصیت حسابداری، یک واحد اقتصادی کاملاً تعریف‌شده است که حسابداری مرتبط با یک سری وقایع مالی را به طور کامل، از حسابداری دیگر واحدهای تجاری و یا از دیگر تقسیمات، به هر نحوی، جدا می‌کند.

کلیک ها - 6331
Synonyms - شخصیت حسابداری, Accounting entity
رن‌ریت Run Rate

رن‌ریت (Run Rate) یک شاخص مالی ساده است که برای پیش‌بینی عملکرد آینده یک شرکت بر اساس داده‌های فعلی استفاده می‌شود.

کلیک ها - 66
Synonyms - رن‌ریت,Run Rate
وجه نقد هنگام تحویل Cash on Delivery

نقدی هنگام تحویل (COD) نوعی تراکنش است که در آن گیرنده به جای استفاده از اعتبار کالا را در زمان تحویل پرداخت می کند. شرایط و اشکال پرداخت پذیرفته شده با توجه به مفاد پرداخت قرارداد خرید متفاوت است.

کلیک ها - 419
Synonyms - وجه نقد هنگام تحویل,Cash on Delivery,COD
بازده کل (Total Return)

بازده کل یا Total Return یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی عملکرد سرمایه‌گذاری است که نشان می‌دهد یک سرمایه‌گذاری در یک بازه زمانی مشخص چه میزان سود واقعی برای سرمایه‌گذار ایجاد کرده است.

کلیک ها - 48
Synonyms - بازده کل,Total Return
اکس Axe

واژه اکس، علاقه ای است که یک معامله گر در خرید یا فروش اوراق بهاداری که معمولاً در حال حاضر موجود است نشان می دهد. اگر معامله‌ گری دارای موقعیت خرید باشد اما نگرانی‌های کوتاه‌مدتی داشته باشد، اکس آن معامله‌گر نسبت به گزینه‌های فروش کوتاه‌ مدت ممکن است مهم باشد. به همین ترتیب، اگر معامله‌ گری در معرض خطر افزایش نرخ‌های بهره باشد، ممکن است اکس محافظت در برابر این ریسک را داشته باشد.

کلیک ها - 344
Synonyms - اکس,Axe
راهنمای رسمی IRS Publication 550
IRS Publication 550 راهنمای رسمی ادارهٔ مالیات آمریکا (IRS) برای نحوهٔ گزارش درآمدهای سرمایه‌گذاری و هزینه‌های مرتبط با آن‌ها است.
این سند توضیح می‌دهد چه نوع درآمدهای سرمایه‌گذاری مشمول مالیات هستند، چه هزینه‌هایی قابل‌کسرند، و چگونه باید سود و زیان حاصل از فروش دارایی‌های سرمایه‌ای گزارش شود.
کلیک ها - 77
Synonyms - راهنمای رسمی IRS Publication 550,IRS Publication 550
مالیات بر املاک Estate Tax

مالیات بر املاک: یک مالیات فدرال است که از انتقال دارایی شخصی که فوت می کند اخذ می شود. مالیات بر دارایی زمانی اعمال می شود که ارزش آن از حد مجاز تعیین شده توسط قانون تجاوز کند. فقط مبلغی که از حداقل آستانه تجاوز کند مشمول مالیات است.

کلیک ها - 246
Synonyms - مالیات بر املاک,Estate Tax