کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| نسبت مبادله Exchange Ratio | نسبت مبادله، تعداد نسبی سهام جدیدی است که به سهامداران فعلی شرکتی که خریداری شده یا با شرکت دیگری ادغام شده است، داده میشود. پس از تحویل سهام قدیمی شرکت، از نسبت مبادله برای دادن ارزش نسبی یکسان به سهامداران در سهام جدید نهاد ادغام شده استفاده میشود.
کلیک ها - 187 Synonyms -
نسبت مبادله,Exchange Ratio |
| شناسایی درآمد (Revenue Recognition) | شناسایی درآمد به این معناست که یک کسبوکار مشخص میکند چه زمانی باید درآمد خود را در حسابها ثبت کند. در این روش حسابداری، درآمد زمانی ثبت میشود که کالا یا خدمت به مشتری ارائه شده باشد، نه زمانی که وجه آن دریافت شده است.
کلیک ها - 35 Synonyms -
شناسایی درآمد,Revenue Recognition |
| بازده سرمایه گذاری انرژی Energy Return on Investment | بازده سرمایه گذاری انرژی (EROI) نسبتی برای توصیف معیاری از انرژی تولید شده در رابطه با انرژی مورد استفاده برای ایجاد آن است. به عنوان مثال، این نسبت نشان میدهد که چه مقدار انرژی برای یافتن، استخراج، تحویل و پالایش نفت خام نسبت به مقدار انرژی قابل استفاده ایجاد شده، استفاده میشود.
کلیک ها - 409 Synonyms -
بازده سرمایه گذاری انرژی,Energy Return on Investment,EROI |
| نظر حسابرس Auditor's Opinion | نظر حسابرس گواهی است که همراه صورتهای مالی است. این حسابرسی مبتنی بر حسابرسی رویهها و سوابق مورد استفاده برای تهیه صورتها است و نسبت به وجود تحریفهای با اهمیت در صورتهای مالی اظهارنظر میکند. نظر حسابرس را می توان نظر حسابدار نیز نامید.
کلیک ها - 512 Synonyms -
نظر حسابرس,Auditor's Opinion |
| ریسک سیاسی Political Risk | ریسک سیاسی (Political Risk) به احتمال زیان یا کاهش بازده سرمایهگذاری اشاره دارد که ناشی از تغییرات سیاسی، بیثباتی یا تصمیمات دولتها در یک کشور است. این تغییرات میتوانند شامل تغییر دولت، قوانین جدید، سیاستهای اقتصادی یا حتی دخالت نظامی باشند.
کلیک ها - 41 Synonyms -
ریسک سیاسی Political Risk |
| اصطلاح Holding the Market | اصطلاح Holding the Market به یک عمل عمدی در معاملات اشاره دارد که طی آن فرد یا نهادی با ثبت سفارشهای فعال یا معلق برای یک اوراق بهادار در بازاری که قیمت در حال کاهش است، تلاش میکند قیمت آن را ثابت نگه دارد یا یک کف مصنوعی برای قیمت ایجاد کند. این عمل در اکثر موارد غیرقانونی است، مگر در شرایط خاص که مقررات اجازه دهند، مانند زمانی که بازار عمق کافی ندارد و یک کارگزار موظف است نقدشوندگی ایجاد کند.
کلیک ها - 100 Synonyms -
اصطلاح Holding the Market,Holding the Market |
| حسابداری بهای تمام شده Cost accounting | حسابداری بهای تمام شده نوعی از حسابداری مدیریتی است که کسب و کارها از آن برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل کل هزینه های مرتبط با تولید کالا یا ارائه خدمات استفاده می کنند.
کلیک ها - 207 Synonyms -
حسابداری بهای تمام شده,Cost accounting |