Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
نرخ رشد داخلی Internal Growth Rate

نرخ رشد داخلی حداکثر سرعتی است که یک شرکت می‌تواند به‌صورت ارگانیک رشد کند، بدون اینکه نیاز به جذب سرمایه اضافی از منابع خارجی داشته باشد. به عبارت دیگر، این نرخ نشان‌دهنده سطحی از عملیات تجاری است که می‌تواند با منابع داخلی شرکت، تأمین مالی و توسعه یابد.

کلیک ها - 131
Synonyms - نرخ رشد داخلی,Internal Growth Rate,IGR
شروط محدودکننده (Restrictive Covenant)

شرط محدودکننده یا Restrictive Covenant بندی در یک قرارداد است که رفتار یا فعالیت‌های یک شخص یا سازمان را محدود، ممنوع یا کنترل می‌کند. این شروط به‌صورت قانونی قابل اجرا هستند و در صورت نقض، ممکن است به جریمه یا پیگیری حقوقی منجر شوند.

کلیک ها - 74
Synonyms - شروط محدودکننده,Restrictive Covenant
تخصص‌گرایی (Specialization)

تخصص‌گرایی (Specialization) یک مفهوم مهم اقتصادی است که به معنای تمرکز افراد، شرکت‌ها یا کشورها بر تولید تعداد محدودی کالا یا خدمات است تا بتوانند آن‌ها را با کارایی و بهره‌وری بالاتر تولید کنند.

کلیک ها - 48
Synonyms - تخصص‌گرایی,Specialization
ارزش منصفانه Fair Value

ارزش منصفانه معیاری از ارزش بازار فعلی یک محصول یا دارایی و بازتابی از قیمتی است که یک دارایی در آن خریداری یا فروخته می‌شود، زمانی که خریدار و فروشنده آزادانه توافق می‌کنند.

کلیک ها - 171
Synonyms - ارزش منصفانه,Fair Value
رن‌ریت Run Rate

رن‌ریت (Run Rate) یک شاخص مالی ساده است که برای پیش‌بینی عملکرد آینده یک شرکت بر اساس داده‌های فعلی استفاده می‌شود.

کلیک ها - 66
Synonyms - رن‌ریت,Run Rate
ماتریس بوستن یا ماتریس رشد سهم Growth Share Matrix

ماتریس بوستن یا ماتریس رشد سهم مشاوره بوستون (BCG) یک ابزار برنامه ریزی است که از نمایش های گرافیکی محصولات و خدمات یک شرکت استفاده می کند تا به شرکت کمک کند تصمیم بگیرد چه چیزی را باید نگه دارد، پول بیشتری در آن سرمایه گذاری کند یا بفروشد.

کلیک ها - 579
Synonyms - ماتریس بوستن یا ماتریس رشد سهم,Growth Share Matrix,BCG
«بیش از حد بزرگ برای ورشکست شدن» (Too Big to Fail)

Too Big to Fail یا «بیش از حد بزرگ برای ورشکست شدن» اصطلاحی است که به شرکت‌ها یا مؤسسات مالی بسیار بزرگی اشاره دارد که ورشکستگی آن‌ها می‌تواند آسیب گسترده‌ای به اقتصاد وارد کند. در چنین شرایطی، دولت‌ها یا بانک‌های مرکزی ممکن است برای جلوگیری از بحران اقتصادی، این مؤسسات را نجات مالی (Bailout) دهند.

کلیک ها - 39
Synonyms - بیش از حد بزرگ برای ورشکست شدن,Too Big to Fail