Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
تعهد وام Loan Commitment
تعهد وام (Loan Commitment) یک توافق رسمی است که در آن بانک یا وام‌دهنده به یک فرد یا کسب‌وکار وعده می‌دهد مبلغ مشخصی وام را در اختیار او قرار دهد.
کلیک ها - 96
Synonyms - تعهد وام,Loan Commitment
چارچوب نظارتی MiFID II
MiFID II یک چارچوب نظارتی گسترده و تحول‌آفرین است که اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۸ برای افزایش شفافیت، حفاظت بهتر از سرمایه‌گذاران و استانداردسازی رفتار فعالان بازارهای مالی معرفی کرد.
کلیک ها - 55
Synonyms - چارچوب نظارتی MiFID II,MiFID II
تابع تقاطع ضمنی Implicit intersection

تابع تقاطع ضمنی: ارجاع به محدوده ای از سلول ها، به جای یک سلول واحد، که مانند یک سلول واحد محاسبه می شود. اگر سلول C10 حاوی فرمول =B5:B15*5 باشد، اکسل مقدار سلول B10 را در 5 ضرب می کند زیرا سلول های B10 و C10 در یک ردیف هستند.

کلیک ها - 567
Synonyms - تابع تقاطع ضمنی,Implicit intersection
نرخ بازیابی (Recovery Rate)

نرخ بازیابی (Recovery Rate) یک شاخص مهم در مدیریت ریسک اعتباری است که نشان می‌دهد چه درصدی از یک بدهی نکول‌شده (Defaulted Debt) توسط وام‌دهنده بازیابی یا وصول شده است.

کلیک ها - 126
Synonyms - نرخ بازیابی,Recovery Rate
بورس اوراق بهادار لندن London Stock Exchange

بورس اوراق بهادار لندن (London Stock Exchange – LSE) یکی از قدیمی‌ترین، مهم‌ترین و اثرگذارترین بازارهای مالی جهان است و به‌عنوان بازار اصلی سرمایه در بریتانیا شناخته می‌شود. تاریخ شکل‌گیری این بورس به بیش از ۳۰۰ سال قبل بازمی‌گردد و نقش مهمی در توسعه تجارت، تأمین مالی شرکت‌ها و گسترش بازارهای جهانی داشته است.

کلیک ها - 119
Synonyms - بورس اوراق بهادار لندن,London Stock Exchange,LSE
ارزش منصفانه Fair Value

ارزش منصفانه معیاری از ارزش بازار فعلی یک محصول یا دارایی و بازتابی از قیمتی است که یک دارایی در آن خریداری یا فروخته می‌شود، زمانی که خریدار و فروشنده آزادانه توافق می‌کنند.

کلیک ها - 171
Synonyms - ارزش منصفانه,Fair Value
رشد درآمد فصلی (Quarterly Revenue Growth)

رشد درآمد فصلی (Quarterly Revenue Growth) معیاری است که نشان می‌دهد درآمد (فروش) یک شرکت از یک فصل به فصل دیگر یا نسبت به همان فصل در سال قبل چقدر افزایش یا کاهش داشته است.

کلیک ها - 71
Synonyms - رشد درآمد فصلی,Quarterly Revenue Growth