Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
حجم دادوستد (Volume of Trade)

حجم دادوستد (Volume of Trade) به تعداد کل سهام، قراردادها یا واحدهای یک دارایی مالی گفته می‌شود که در یک بازه زمانی مشخص، معمولاً طی یک روز معاملاتی، میان خریداران و فروشندگان معامله شده‌اند. این شاخص یکی از مهم‌ترین معیارهای سنجش فعالیت بازار است و نشان می‌دهد چه میزان علاقه و مشارکت در یک دارایی وجود دارد.

کلیک ها - 12
Synonyms - حجم دادوستد,Volume of Trade
حجم صعودی (Up Volume)

حجم صعودی (Up Volume) به حجم معاملات سهام یا سایر دارایی‌های مالی گفته می‌شود که همزمان با افزایش قیمت رخ می‌دهد. به عبارت دیگر، زمانی که یک سهم یا کل بازار با حجم معاملات بالا و همراه با رشد قیمت معامله شود، گفته می‌شود که Up Volume در حال افزایش است.

کلیک ها - 15
Synonyms - حجم صعودی,Up Volume
حجم معاملات (Volume)

حجم معاملات (Volume) یکی از مهم‌ترین شاخص‌های بازارهای مالی است که تعداد کل سهام، قراردادها یا دارایی‌هایی را نشان می‌دهد که در یک بازه زمانی مشخص، معمولاً طی یک روز معاملاتی، خریدوفروش شده‌اند.

کلیک ها - 15
Synonyms - حجم معاملات,Volume
حد سه سیگما (Three Sigma Limit)

حد سه سیگما (Three Sigma Limit) یک مفهوم آماری است که به محدوده‌ای اشاره دارد که داده‌ها در فاصله سه انحراف معیار (Standard Deviation) بالاتر یا پایین‌تر از میانگین قرار می‌گیرند.

کلیک ها - 65
Synonyms - حد سه سیگما,Three Sigma Limit
حد ضرر متحرک (Trailing Stop)

حد ضرر متحرک یا Trailing Stop نوعی سفارش مدیریت ریسک است که به‌صورت خودکار همراه با حرکت قیمت در جهت سود معامله جابه‌جا می‌شود. هدف اصلی این ابزار، حفظ سودهای کسب‌شده و محدود کردن زیان احتمالی است.

کلیک ها - 26
Synonyms - حد ضرر متحرک,Trailing Stop
حدّ قانونی وام‌دهی بانک‌ها Legal Lending Limit
حدّ قانونی وام‌دهی، حداکثر مبلغی است که یک بانک اجازه دارد به یک وام‌گیرنده واحد پرداخت کند. این محدودیت بر اساس درصدی از سرمایه و مازاد سرمایه بانک تعیین می‌شود.
هدف آن جلوگیری از ریسک‌های بزرگ و حفظ سلامت مالی نظام بانکی است.
کلیک ها - 65
Synonyms - حد قانونی وام‌دهی بانک‌ها,Legal Lending Limit
حد یا محدودیت اعتباری Credit Limit

حد اعتبار حداکثر میزان اعتباری است که یک موسسه مالی با کارت اعتباری یا خط اعتباری به مشتری می دهد. وام دهندگان معمولاً محدودیت های اعتباری را بر اساس اطلاعات خاص در مورد متقاضی متقاضی اعتبار، از جمله درآمد و وضعیت شغلی آنها تعیین می کنند. محدودیت های اعتباری عامل مهمی است که می تواند بر امتیازات اعتباری مصرف کنندگان و توانایی آنها برای کسب اعتبار در آینده تأثیر بگذارد.

کلیک ها - 582
Synonyms - حد یا محدودیت اعتباری,Credit Limit