کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| دستمزد معیشتی Living Wage | دستمزد معیشتی (Living Wage) به سطحی از درآمد گفته میشود که بهطور نظری باید به یک فرد یا یک خانواده اجازه دهد هزینههای اساسی زندگی خود را تأمین کنند؛ مانند:
کلیک ها - 30 Synonyms -
دستمزد معیشتی,Living Wage |
| دستمزد موجه Justified Wage | دستمزد موجه سطحی از پرداخت است که بر اساس شرایط بازار کار و میزان مهارتها و تجربههای موردنیاز شغل تعیین میشود. این دستمزد باید به اندازه کافی بالا باشد تا بتواند افراد واجد شرایط را جذب کند، اما آنقدر بالا نباشد که هزینه آن برای کارفرما غیرقابلتحمل شود.
کلیک ها - 36 Synonyms -
دستمزد موجه,Justified Wage |
| دستهبندیهای طرح بیمه درمانی Health Plan Categories | در بازار بیمه درمانی ایالات متحده (Health Insurance Marketplace)، چهار دسته اصلی برای طرحهای بیمه ارائه میشود: برنز (Bronze)، نقرهای (Silver)، طلایی (Gold) و پلاتینیوم (Platinum).
کلیک ها - 66 Synonyms -
دستهبندیهای طرح بیمه درمانی,Health Plan Categories |
| دستورالعمل بازار در ابزارهای مالی Markets in Financial Instruments Directive | MiFID یا Markets in Financial Instruments Directive یک دستورالعمل اروپایی است که برای استانداردسازی قوانین خدمات سرمایهگذاری در سراسر اتحادیه اروپا طراحی شده است. هدف اصلی آن افزایش شفافیت بازارهای مالی، هماهنگسازی قوانین بین کشورها و حفاظت بیشتر از سرمایهگذاران است.
کلیک ها - 18 Synonyms -
دستورالعمل بازار در ابزارهای مالی,Markets in Financial Instruments Directive,MiFID |
| دستورالعمل های ارزیابی کیفیت جستجوی گوگل Google Search Quality Rater Guidelines | دستورالعمل های ارزیابی کیفیت جستجوی گوگل Google Search Quality Rater Guidelines: گوگل از یک سند دستورالعمل برای ارزیابیکنندههای کیفیت داخلی خود استفاده میکند تا هنگام بررسی دستی وبسایتها به آن مراجعه کند. سند داخلی اصلی کاملا محرمانه است. Google دستورالعمل های ارزیابی کیفیت جستجو را به صورت آنلاین منتشر کرد که هر از گاهی به روز می شود.
کلیک ها - 614 Synonyms -
دستورالعمل های ارزیابی کیفیت جستجوی گوگل,Google Search Quality Rater Guidelines |
| دستِ داغ Hot Hand | «دستِ داغ» (Hot Hand) مفهومی است که بیان میکند وقتی فرد یا نهادی چند موفقیت متوالی کسب کرده باشد، احتمال ادامه موفقیتهای او بیشتر به نظر میرسد.
کلیک ها - 52 Synonyms -
دستِ داغ,Hot Hand |
| دستگاه Knuckle-Buster | Knuckle-buster یک اصطلاح عامیانه برای اشاره به دستگاههای دستی ثبت اطلاعات کارت اعتباری است؛ دستگاههایی که پیش از ظهور پایانههای فروش الکترونیکی (POS) استفاده میشدند.
کلیک ها - 46 Synonyms -
دستگاه Knuckle-Buster, Knuckle-Buster |