Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
پیپ (Pip) در فارکس

پیپ (Pip) کوچک‌ترین واحد تغییر در قیمت نرخ ارز در بازار فارکس است که بر اساس استانداردهای این بازار تعریف می‌شود. واژه pip مخفف عبارت Percentage in Point است.

کلیک ها - 46
Synonyms - Pip,پیپ
پارالاکس

سبک پارالاکس در بدنسازی و پرورش اندام

پارالاکس Parallax یا انطباق یا بهتر هست بگوییم حرکات زاویه ای که در سبک جدید بدنسازی کاربرد دارند.

کلیک ها - 1832
Synonyms - پارالاکس, parallax
پولِ نزدیک Near Money

پولِ نزدیک (Near Money) به دارایی‌هایی گفته می‌شود که پول نقد نیستند اما می‌توان آن‌ها را بسیار سریع، آسان و بدون کاهش قابل توجه ارزش به پول نقد تبدیل کرد. این دارایی‌ها درجه نقدشوندگی بالا دارند و معمولاً کم‌ریسک هستند و در برخی موارد بازدهی اندک اما پایدار ارائه می‌دهند.

کلیک ها - 100
Synonyms - پول نزدیک,Near Money
پیشنهاد متقابل Counteroffer

پیشنهاد متقابل پاسخی است که به پیشنهاد اولیه داده می شود. پیشنهاد متقابل یعنی پیشنهاد اصلی رد شده و با پیشنهاد دیگری جایگزین شده است. پیشنهاد متقابل به پیشنهاد دهنده اصلی سه گزینه می دهد: قبول پیشنهاد متقابل، رد آن یا ارائه پیشنهاد دیگری.

کلیک ها - 220
Synonyms - پیشنهاد متقابل,Counteroffer
پوزیشن فروش (Short Position)

Short Position یا پوزیشن فروش (شورت) یکی از استراتژی‌های مهم در بازارهای مالی است که در آن سرمایه‌گذار ابتدا یک دارایی (مثل سهام) را می‌فروشد با این انتظار که در آینده آن را با قیمت پایین‌تر خریداری کند و از اختلاف قیمت سود ببرد.

کلیک ها - 38
Synonyms - پوزیشن فروش,Short Position
پتنت کاربردی (Utility Patent)

پتنت کاربردی (Utility Patent) نوعی حق اختراع است که از یک محصول، فرآیند، ماشین، ترکیب مواد یا بهبود جدید و مفید در یک اختراع محافظت می‌کند. این نوع پتنت به مخترع یا مالک اختراع حق انحصاری می‌دهد تا دیگران بدون اجازه او نتوانند اختراع را تولید، استفاده، عرضه یا فروش کنند.

کلیک ها - 21
Synonyms - پتنت کاربردی,Utility Patent
پیش‌ پرداخت Down Payment

پیش‌ پرداخت مبلغی است که خریدار هنگام خرید یک کالای گران‌قیمت مانند خانه یا ماشین، پیش‌پرداخت می‌کند. این مبلغ درصدی از کل قیمت خرید را نشان می‌دهد و معمولاً مابقی آن تأمین مالی می‌شود. پیش‌پرداخت می‌تواند مبلغ بدهی وام‌گیرنده به وام‌دهنده، میزان بهره‌ای که در طول مدت وام پرداخت خواهد کرد و مبالغ پرداخت ماهانه را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

کلیک ها - 236
Synonyms - پیش‌ پرداخت,Down Payment