Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مدیریت عملیات Operations Management

مدیریت عملیات (Operations Management – OM) فرآیند برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، اجرا و بهبود مستمر فعالیت‌های کسب‌وکار با هدف دستیابی به حداکثر کارایی و سودآوری است. مدیریت عملیات تضمین می‌کند که منابع سازمان (نیروی انسانی، مواد، تجهیزات و زمان) به مؤثرترین شکل ممکن به خروجی ارزشمند تبدیل شوند.

کلیک ها - 89
Synonyms - مدیریت عملیات,Operations Management
موانع ورود Barriers to Entry

در علم اقتصاد، موانع ورود عواملی هستند که می توانند از ورود تازه واردان به بازار یا صنعت جلوگیری کنند یا مانع آن شوند. به این ترتیب، آنها می توانند رقابت را محدود کنند.

کلیک ها - 301
Synonyms - موانع ورود,Barriers to Entry
مشکل نمایندگی یا آژانس Agency Problem

مشکل نمایندگی یا آژانس، تضاد منافع ذاتی در هر رابطه ای است که در آن از یک طرف انتظار می رود به نفع دیگری عمل کند. در امور مالی شرکت، مشکل نمایندگی معمولاً به تضاد منافع بین مدیریت شرکت و سهامداران شرکت اشاره دارد.

کلیک ها - 367
Synonyms - مشکل نمایندگی یا آژانس,Agency Problem
مبنای بهای تمام شده یا مبنای هزینه Cost Basis

مبنای بهای تمام شده ارزش اصلی یک دارایی برای اهداف مالیاتی است، معمولاً قیمت خرید که برای تقسیم سهام، سود سهام، و بازده توزیع سرمایه تنظیم می شود. این ارزش برای تعیین سود سرمایه استفاده می شود که برابر با تفاوت بین مبنای بهای تمام شده دارایی و ارزش فعلی بازار است.

کلیک ها - 511
Synonyms - مبنای بهای تمام شده یا مبنای هزینه,Cost Basis
معاهده‌ی لیسبون Lisbon Treaty

معاهدهٔ لیسبون که در سال ۲۰۰۷ تصویب شد، مجموعه‌ای از اصلاحات مهم در قوانین اتحادیهٔ اروپا بود و دو معاهدهٔ پیشین (معاهدهٔ رم و معاهدهٔ ماستریخت) را که اساس تشکیل اتحادیهٔ اروپا بودند، به‌روزرسانی و تکمیل کرد.

کلیک ها - 112
Synonyms - معاهده‌ی لیسبون,Lisbon Treaty
مزیت نسبی Comparative Advantage

مزیت نسبی توانایی اقتصاد برای تولید کالا یا خدمات خاص با هزینه فرصت کمتر از شرکای تجاری خود است. مزیت نسبی برای توضیح اینکه چرا شرکت ها، کشورها یا افراد می توانند از تجارت سود ببرند استفاده می شود.

کلیک ها - 226
Synonyms - مزیت نسبی,Comparative Advantage
منحنی فیلیپس Phillips Curve

منحنی فیلیپس یک نظریه اقتصادی است که نشان می‌دهد بین تورم و بیکاری رابطه‌ای معکوس وجود دارد. به این معنا که وقتی اقتصاد رشد می‌کند و تورم افزایش می‌یابد، معمولاً نرخ بیکاری کاهش پیدا می‌کند. این مفهوم توسط اقتصاددان بریتانیایی «ویلیام فیلیپس» مطرح شد و در ابتدا نقش مهمی در سیاست‌های پولی و اقتصادی داشت.

کلیک ها - 88
Synonyms - منحنی فیلیپس,Phillips Curve