کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| موج وُلف (Wolfe Wave) | موج ولف (Wolfe Wave) یک الگوی تحلیل تکنیکال مبتنی بر رفتار قیمت است که از پنج موج متوالی تشکیل میشود و میتواند نقاط احتمالی بازگشت روند و رسیدن بازار به تعادل را شناسایی کند.
کلیک ها - 6 Synonyms -
موج وُلف,Wolfe Wave |
| مبادله ریسک و بازده Risk‑Return Tradeoff | مبادله ریسک و بازده یکی از اصول اساسی در سرمایهگذاری است که بیان میکند: به عبارت دیگر، بین ریسک و بازده یک رابطه مستقیم وجود دارد:
کلیک ها - 34 Synonyms -
مبادله ریسک و بازده,Risk‑Return Tradeoff |
| مانی اوردر Money Order | مانی اوردر (Money Order) یک ابزار پرداخت امن و قابلاعتماد است که بهعنوان جایگزینی مطمئن برای پول نقد یا چکهای شخصی استفاده میشود. این ابزار برای ارسال پول، پرداخت قبوض یا انجام تراکنشهای کوچک تا متوسط کاربرد دارد.
کلیک ها - 84 Synonyms -
مانی اوردر,Money Order |
| میانیابی Interpolation | میانیابی (Interpolation) یک روش آماری برای تخمین مقادیر ناشناخته بین نقاط دادهای شناختهشده است. در سرمایهگذاری، تحلیلگران از میانیابی برای تخمین قیمتها یا بازدهها بر اساس دادههای موجود در بازار استفاده میکنند. این کار معمولاً با استفاده از نمودارهای خطی در تحلیل تکنیکال انجام میشود.
کلیک ها - 73 Synonyms -
میانیابی,Interpolation |
| مرجع گزارش قیمت اختیار معامله Options Price Reporting Authority | مرجع گزارش قیمت اختیار معامله (OPRA) نهادی است که مسئول جمعآوری، یکپارچهسازی و انتشار قیمتها و اطلاعات معاملات اختیار معامله در بازار آمریکا میباشد. OPRA در واقع یک کمیته مشترک متشکل از نمایندگان بورسهای مشارکتکننده است که دادههای بازار آپشن را بهصورت متمرکز منتشر میکند.
کلیک ها - 50 Synonyms -
مرجع گزارش قیمت اختیار معامله,Options Price Reporting Authority,OPRA |
| مونتایز کردن Monetize | «مونتایز کردن» یا درآمدزایی به معنای تبدیل یک فعالیت، محصول، محتوا یا دارایی غیر درآمدزا به منبع درآمد است. این کار میتواند از روشهای سنتی تا نوآورانه انجام شود؛ برای مثال از قرار دادن تبلیغات در شبکههای اجتماعی گرفته تا تبدیل یک دارایی عمومی به یک مرکز سودآور.
کلیک ها - 101 Synonyms -
مونتایز کردن,Monetize |
| منحنی بازده میانیابی شده Interpolated Yield Curve | منحنی بازده میانیابیشده یا I-curve منحنیای است که با استفاده از اوراق خزانه منتشرشده اخیر (On-the-Run Treasuries) ایجاد میشود. از آنجا که این اوراق فقط در برخی سررسیدهای مشخص وجود دارند، برای سررسیدهای بینابینی دادهای موجود نیست. بنابراین باید بازده این سررسیدهای ناموجود را تخمین زد.
کلیک ها - 87 Synonyms -
منحنی بازده میانیابی شده,Interpolated Yield Curve |