Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مشتقه قابل معامله در بورس Exchange-Traded Derivative

مشتقه قابل معامله در بورس، یک قرارداد مالی است که در یک بورس تحت نظارت فهرست و معامله می‌شود. به عبارت ساده، اینها مشتقاتی هستند که در یک محیط تحت نظارت معامله می‌شوند.

کلیک ها - 253
Synonyms - مشتقه قابل معامله در بورس,Exchange-Traded Derivative
مدیر عملیاتی Chief Operating Officer

مدیر عملیاتی (COO) یک مدیر اجرایی ارشد است که وظیفه نظارت بر عملکردهای اداری و عملیاتی روزانه یک کسب و کار را بر عهده دارد. COO معمولاً مستقیماً به مدیر ارشد اجرایی (CEO) گزارش می دهد و در زنجیره فرماندهی دومین نفر محسوب می شود.

کلیک ها - 237
Synonyms - مدیر عملیاتی,Chief Operating Officer,COO
مقدار تعادل Equilibrium Quantity

مقدار تعادل زمانی است که هیچ کمبود یا مازادی از یک محصول در بازار وجود نداشته باشد. عرضه و تقاضا با هم تلاقی می‌کنند، به این معنی که مقدار کالایی که مصرف‌کنندگان می‌خواهند بخرند برابر با مقدار عرضه شده توسط تولید کنندگان آن است. به عبارت دیگر، بازار به حالت تعادل کامل رسیده است زیرا قیمت‌ها برای همه طرف‌ها تثبیت می‌شوند.

کلیک ها - 198
Synonyms - مقدار تعادل,Equilibrium Quantity
مزایای مراقبت از افراد تحت تکفل Dependent Care Benefits

مزایای مراقبت از افراد تحت تکفل توسط کارفرما به کارمند برای استفاده در مراقبت از افراد تحت تکفل، مانند کودکان خردسال یا اعضای معلول خانواده، ارائه می‌شود. مزایای مراقبت از افراد تحت تکفل ممکن است شامل حساب‌های انعطاف‌پذیر هزینه (FSA)، مرخصی با حقوق و برخی اعتبارات مالیاتی باشد و می‌تواند برای شرکت‌کنندگان واجد شرایط هزاران دلار ارزش داشته باشد.

کلیک ها - 240
Synonyms - مزایای مراقبت از افراد تحت تکفل,Dependent Care Benefits
مدیر غیرموظف Non-Executive Director

مدیر غیرموظف یا Non-Executive Director به عضوی از هیئت‌مدیره شرکت گفته می‌شود که در مدیریت روزمره و اجرایی شرکت دخالت مستقیم ندارد، اما به‌عنوان یک مشاور مستقل در تصمیم‌گیری‌های کلان، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک مشارکت می‌کند.

کلیک ها - 52
Synonyms - مدیر غیرموظف,Non-Executive Director
منفعت نهایی Marginal Benefit
منفعت نهایی (Marginal Benefit) بیشترین مبلغی است که یک مصرف‌کننده حاضر است برای یک واحد اضافی از یک کالا یا خدمت بپردازد.
این مفهوم همچنین نشان می‌دهد که فرد از خرید آن واحد اضافی چه رضایت، ارزش یا لذت افزوده‌ای به دست می‌آورد.
کلیک ها - 57
Synonyms - منفعت نهایی,Marginal Benefit
منقضی شدن یک حق Lapse
در حوزهٔ مالی، حقوقی و بیمه، Lapse به معنای از بین رفتن، لغو شدن یا منقضی شدن یک حق، امتیاز یا قرارداد به‌دلیل سپری شدن زمان یا عدم انجام تعهدات لازم است.
کلیک ها - 69
Synonyms - منقضی شدن یک حق,Lapse