Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مثلث صعودی Ascending Triangle

مثلث صعودی یک الگوی نموداری است که در تحلیل تکنیکال استفاده می شود. این با حرکت قیمت ایجاد می شود که اجازه می دهد یک خط افقی در امتداد اوج های نوسان ترسیم شود و یک خط روند افزایشی در امتداد کف های نوسانی ترسیم شود. دو خط یک مثلث را تشکیل می دهند. معامله گران اغلب مراقب برش های الگوهای مثلثی هستند. شکستگی می تواند به سمت بالا یا پایین رخ دهد.

کلیک ها - 257
Synonyms - مثلث صعودی,Ascending Triangle
مالیات تکلیفی (Withholding)

مالیات تکلیفی (Withholding) به بخشی از درآمد کارکنان گفته می‌شود که کارفرما آن را پیش از پرداخت حقوق کسر کرده و مستقیماً به سازمان‌های مالیاتی و نهادهای دولتی واریز می‌کند.

کلیک ها - 70
Synonyms - مالیات تکلیفی,Withholding
مظنه سهام (Stock Quotes)

مظنه سهام (Stock Quote) اطلاعاتی است که قیمت فعلی یک سهم را در بازار نشان می‌دهد. این قیمت در بورس یا پلتفرم‌های معاملاتی اعلام می‌شود و منعکس‌کننده آخرین وضعیت عرضه و تقاضا برای آن سهم است.

کلیک ها - 68
Synonyms - مظنه سهام,Stock Quotes
معاملات آتی Futures Trading

معاملات آتی به قراردادهایی گفته می‌شود که بر اساس آن، خریدار و فروشنده توافق می‌کنند یک دارایی پایه مشخص (مثل کالا، اوراق بهادار یا ابزار مالی دیگر) را در تاریخ مشخصی در آینده، با قیمت از پیش تعیین‌شده، خرید و فروش کنند.

کلیک ها - 209
Synonyms - معاملات آتی,Futures Trading
مِتریک‌ها Metrics

مِتریک‌ها (Metrics) ابزارهای حیاتی برای اندازه‌گیری کمی عملکرد در حوزه‌های مختلف مانند حسابداری، عملیات، مدیریت پروژه، تحلیل عملکرد، مالی شرکت‌ها و حتی سرمایه‌گذاری هستند.

کلیک ها - 83
Synonyms - متریک‌ها,Metrics
متعادل‌سازی سبد سرمایه‌گذاری (Rebalancing)

متعادل‌سازی سبد سرمایه‌گذاری (Rebalancing) فرآیندی است که طی آن ترکیب دارایی‌ها در یک سبد سرمایه‌گذاری به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که با اهداف مالی و میزان ریسک‌پذیری سرمایه‌گذار هماهنگ باقی بماند.

کلیک ها - 90
Synonyms - متعادل‌سازی سبد سرمایه‌گذاری,Rebalancing
میدان نفتی Oil Field

میدان نفتی (Oil Field) به منطقه‌ای مشخص از خشکی یا دریا گفته می‌شود که در زیر آن نفت خام و گاز طبیعی وجود دارد و از طریق عملیات فنی و مهندسی از لایه‌های زیرسطحی زمین استخراج می‌شود. میدان‌های نفتی یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی جهان هستند و نقش کلیدی در اقتصاد، سیاست و صنعت ایفا می‌کنند.

کلیک ها - 83
Synonyms - میدان نفتی,Oil Field