کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| معماری باز Open Architecture | معماری باز (Open Architecture) در خدمات مالی به توانایی یک مؤسسه مالی اشاره دارد که هم محصولات اختصاصی خود و هم محصولات و خدمات ارائهشده توسط شرکتهای ثالث را به مشتریان عرضه میکند.
کلیک ها - 52 Synonyms -
معماری باز,Open Architecture |
| مدل مککنزی McKinsey 7-S Model | مدل 7-S مککنزی (McKinsey 7-S Model) یک چارچوب مدیریتی برای تحلیل عملکرد سازمان است که هفت عنصر درونی و کاملاً وابسته به هم را بررسی میکند.
کلیک ها - 72 Synonyms -
مدل مککنزی 7-S,McKinsey 7-S Model |
| مد Mode | در آمار، مد (Mode) مقداری است که بیشترین تکرار را در یک مجموعه داده دارد. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم ببینیم کدام عدد بیشتر از همه دیده شده، کافی است به مد نگاه کنیم.
کلیک ها - 73
|
| مطالعه امکان سنجی Feasibility Study | مطالعه امکانسنجی، ارزیابی عملی بودن یک طرح یا پروژه پیشنهادی است. این مطالعه، امکانسنجی یک پروژه را تجزیه و تحلیل میکند تا مشخص شود که آیا پروژه یا سرمایهگذاری احتمال موفقیت دارد یا خیر. این مطالعه همچنین برای شناسایی مسائل و مشکلات بالقوهای که ممکن است در حین اجرای پروژه ایجاد شوند، طراحی شده است.
کلیک ها - 127 Synonyms -
مطالعه امکان سنجی,Feasibility Study |
| مشارکتکننده واجد شرایط Qualified Eligible Participant | مشارکتکننده واجد شرایط یا QEP به فردی گفته میشود که شرایط لازم را برای سرمایهگذاری در ابزارهای مالی پیشرفته و پرریسک مانند قراردادهای آتی (Futures) و صندوقهای پوشش ریسک (Hedge Funds) دارد.
کلیک ها - 44 Synonyms -
مشارکتکننده واجد شرایط,Qualified Eligible Participant,QEP |
| مازاد (Surplus) | مازاد (Surplus) به مقدار یک دارایی، کالا یا منبع گفته میشود که بیشتر از نیاز یا مصرف واقعی باشد. به عبارت ساده، وقتی چیزی بیشتر از مقدار موردنیاز در اختیار باشد، مازاد ایجاد شده است.
کلیک ها - 53 Synonyms -
مازاد,Surplus |
| محجور | تعریف محجور - اشخاص محجورمحجور کسی است كه از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع است و به عبارت ديگر اهليت استيفاء ندارد .
کلیک ها - 2854 Synonyms -
محجور |