Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
مدل هال–وایت Hull-White Model

مدل هال–وایت یک مدل تک‌عاملی (Single-Factor) برای تحلیل و قیمت‌گذاری ابزارهای مشتقه مبتنی بر نرخ بهره است. در این مدل فرض می‌شود که نرخ‌های کوتاه‌مدت (Short Rates) دارای توزیع نرمال هستند و این نرخ‌ها با گذشت زمان تمایل دارند به یک میانگین بلندمدت بازگردند (پدیده بازگشت به میانگین یا Mean Reversion).

کلیک ها - 153
Synonyms - مدل هال–وایت,Hull-White Model
مالیات بر درآمد منفی Negative Income Tax
مالیات بر درآمد منفی (Negative Income Tax – NIT) طرحی اقتصادی است که اولین‌بار توسط اقتصاددان مشهور میلتون فریدمن (Milton Friedman) در سال 1962 در کتاب سرمایه‌داری و آزادی مطرح شد.
کلیک ها - 62
Synonyms - مالیات بر درآمد منفی,Negative Income Tax,NIT
متریک یا سنجه Metric

متریک یا سنجه Metric: راهی برای اندازه گیری فعالیت و عملکرد به منظور ارزیابی موفقیت یا عدم موفقی  یک ابتکار SEO و بهینه سازی.

کلیک ها - 533
Synonyms - Metric,متریک,سنجه
محصولات قابل معامله در بورس Exchange-Traded Product

محصولات قابل معامله در بورس (ETP) اوراق بهادار مالی هستند که اوراق بهادار، شاخص یا سایر محصولات مالی را دنبال می‌کنند. ETPها در بورس‌هایی مشابه سهام معامله می‌شوند، به این معنی که می‌توان آنها را خرید و فروش کرد و قیمت سهام آنها می‌تواند در طول روز معاملاتی نوسان داشته باشد. قیمت سهام ETPها از سرمایه‌گذاری‌های اساسی که آنها دنبال می‌کنند، مشتق می‌شود.

کلیک ها - 275
Synonyms - ETP,
مشارکت‌کننده واجد شرایط Qualified Eligible Participant

مشارکت‌کننده واجد شرایط یا QEP به فردی گفته می‌شود که شرایط لازم را برای سرمایه‌گذاری در ابزارهای مالی پیشرفته و پرریسک مانند قراردادهای آتی (Futures) و صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge Funds) دارد.

کلیک ها - 44
Synonyms - مشارکت‌کننده واجد شرایط,Qualified Eligible Participant,QEP
مارجین Margin

مارجین (Margin) در معاملات یعنی اینکه سرمایه‌گذار بتواند با وام گرفتن پول از کارگزار (Broker) قدرت خرید خود را افزایش دهد و دارایی‌هایی بیش از مقدار نقدینگی موجود خود خریداری کند. این روش نوعی اهرم مالی (Leverage) ایجاد می‌کند؛ یعنی هم سودهای احتمالی را بزرگ‌تر می‌کند و هم ریسک ضرر را.

کلیک ها - 64
Synonyms - مارجین,Margin
مدیر سرمایه‌گذاری Investment Manager

مدیر سرمایه‌گذاری (Investment Manager) فردی حرفه‌ای است که وظایف برنامه‌ریزی مالی، سرمایه‌گذاری و مدیریت پرتفوی را برای مشتریان بر عهده دارد.

کلیک ها - 71
Synonyms - مدیر سرمایه‌گذاری,Investment Manager