کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| زمان اجرا Runtime | زمان اجرا:مدت زمانی که یک برنامه طول می کشد تا اجرا شود.
کلیک ها - 440 Synonyms -
زمان اجرا,Runtime |
| زمان اعتبار سفارش (Time in Force - TIF) | Time in Force (TIF) یک دستور معاملاتی است که مشخص میکند یک سفارش خرید یا فروش چه مدت در بازار فعال باقی بماند تا اجرا شود یا منقضی گردد.
کلیک ها - 22 Synonyms -
زمان اعتبار سفارش,Time in Force,TIF |
| زمان انقضا Expiration Time | زمان انقضای یک قرارداد آپشن یا سایر مشتقات، تاریخ و زمان دقیقی است که ارزش ابزار دیگر قابل تغییر نیست و تمام تعهدات معاملهگر باید تسویه شود. قراردادهای مشتقهای که در زمان انقضا به صورت out of the money (OTM) به پایان میرسند، بیارزش میشوند، در حالی که قراردادهای in the money (ITM) بر اساس قیمت تسویه پس از انقضا ارزیابی میشوند.
کلیک ها - 141 Synonyms -
زمان انقضا,Expiration Time |
| زمان بیکاری Idle Time | زمان بیکاری به دورهای گفته میشود که یک کارمند یا دستگاه، با وجود دریافت حقوق یا هزینه، هیچ فعالیت مفیدی انجام نمیدهد. این وضعیت ممکن است ناشی از عوامل قابل کنترل یا غیرقابل کنترل توسط مدیریت باشد.
کلیک ها - 85 Synonyms -
زمان بیکاری,Idle Time |
| زمان تحویل Lead Time | زمان تحویل یا Lead Time یکی از مفاهیم کلیدی در تولید، مدیریت زنجیره تأمین و عملیات سازمانی است. این مفهوم نشان میدهد که از لحظه شروع یک فرآیند تا لحظه پایان آن، چقدر زمان طول میکشد.
کلیک ها - 83 Synonyms -
زمان تحویل,Lead Time |
| زمان حضور Dwell Time | زمان حضور Dwell Time: مدت زمانی که کاربر روی یک نتیجه جستجو کلیک می کند و سپس به مسیر اول باز می گردد و به نتایج دیگر جستجو رجوع می کند. زمان ماندگاری کوتاه (به عنوان مثال، کمتر از 5 ثانیه) می تواند نشانگر محتوای با کیفیت پایین برای موتورهای جستجو باشد.
کلیک ها - 438 Synonyms -
Dwell Time,زمان حضور |
| زمان حضور در صفحه Time on Page | زمان حضور در صفحه Time on Page: یک تخمین نادقیق از مدت زمانی که کاربر صرف دیدن یک صفحه وب خاص کرده است. صفحات با نرخ خروج بالا می توانند این داده ها را تا حد زیادی منحرف و fail کنند.
کلیک ها - 903 Synonyms -
Time on Page,زمان حضور در صفحه |