Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
زنجیره ارزش (Value Chain)

زنجیره ارزش یا Value Chain مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و فرآیندهای به‌هم‌پیوسته است که از مرحله طراحی اولیه یک محصول یا خدمت آغاز می‌شود و تا تحویل آن به مشتری نهایی ادامه پیدا می‌کند. در هر مرحله از این فرآیند، ارزشی به محصول افزوده می‌شود تا در نهایت محصولی با کیفیت، کاربرد و ارزش بیشتر به دست مصرف‌کننده برسد.

کلیک ها - 54
Synonyms - زنجیره ارزش,Value Chain
زیان تحقق‌یافته (Realized Loss)

زیان تحقق‌یافته (Realized Loss) زمانی رخ می‌دهد که یک دارایی (مثل سهام، ملک یا ارز) با قیمتی کمتر از قیمت خرید اولیه فروخته شود. در این حالت، زیان از حالت «روی کاغذ» خارج شده و به‌صورت واقعی و ثبت‌شده در می‌آید.

کلیک ها - 85
Synonyms - زیان تحقق‌یافته,Realized Loss
زیر ساخت Infrastructure
زیرساخت به مجموعه‌ی سیستم‌ها و امکانات فیزیکی پایه‌ای گفته می‌شود که برای فعالیت یک کسب‌وکار، منطقه یا کشور ضروری هستند. این سیستم‌ها معمولاً شامل تولید کالاهای عمومی یا فرآیندهای تولیدی می‌شوند.
کلیک ها - 126
Synonyms - زیر ساخت,Infrastructure
زمان حضور در صفحه Time on Page

زمان حضور در صفحه Time on Page: یک تخمین نادقیق از مدت زمانی که کاربر صرف دیدن یک صفحه وب خاص کرده است. صفحات با نرخ خروج بالا می توانند این داده ها را تا حد زیادی منحرف و fail کنند.

کلیک ها - 962
Synonyms - Time on Page,زمان حضور در صفحه
زمین قفل Landlocked
در حوزهٔ املاک و مستغلات، اصطلاح Landlocked به قطعه زمینی گفته می‌شود که هیچ دسترسی مستقیمی به جاده یا مسیر عمومی ندارد و تنها راه رسیدن به آن عبور از زمین‌های مجاور است.
کلیک ها - 103
Synonyms - زمین قفل,Landlocked
زمان اجرا Runtime

زمان اجرا:مدت زمانی که یک برنامه طول می کشد تا اجرا شود.

کلیک ها - 502
Synonyms - زمان اجرا,Runtime
زیر آب بودن (Underwater)

Underwater یا زیر آب بودن اصطلاحی در امور مالی است که به وضعیتی اشاره دارد که در آن ارزش فعلی یک دارایی کمتر از مبلغی باشد که برای خرید آن پرداخت شده یا کمتر از بدهی و وام مرتبط با آن باشد.

کلیک ها - 53
Synonyms - زیر آب بودن,Underwater