Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
بدهی جونیور Junior Debt
بدهی جونیور که به آن بدهی فرعی یا Subordinated Debt نیز گفته می‌شود، نوعی ابزار مالی است که در صورت نکول یا ورشکستگی شرکت، اولویت بازپرداخت آن کمتر از بدهی‌های ارشد (Senior Debt) است.
کلیک ها - 78
Synonyms - بدهی جونیور,Junior Debt
بدهی خارجی External Debt

بدهی خارجی بخشی از بدهی یک کشور است که از وام دهندگان خارجی، از جمله بانک‌های تجاری، دولت‌ها یا موسسات مالی بین‌المللی قرض گرفته می‌شود. این وام‌ها، شامل بهره، معمولاً باید به ارزی که وام با آن داده شده است، پرداخت شوند. برای به دست آوردن ارز مورد نیاز، کشور وام گیرنده ممکن است کالا را به کشور وام دهنده بفروشد و صادر کند.

کلیک ها - 136
Synonyms - بدهی خارجی,External Debt
بدهی خالص Net Debt
بدهی خالص (Net Debt) معیاری مالی است که نشان می‌دهد یک شرکت پس از کسر پول نقد و دارایی‌های نقدشونده، چه مقدار بدهی واقعی دارد.
این شاخص تصویر دقیق‌تری از وضعیت مالی شرکت ارائه می‌دهد، زیرا نقدینگی موجود در شرکت می‌تواند بلافاصله برای کاهش بدهی‌ها استفاده شود.
کلیک ها - 88
Synonyms - بدهی خالص,Net Debt
بدهی خالص به ازای هر نفر Net Debt Per Capita

بدهی خالص به ازای هر نفر معیاری است که میزان بدهی دولت را با توجه به سهم هر شهروند محاسبه می‌کند. به بیان ساده، این شاخص نشان می‌دهد اگر بدهی دولت بین جمعیت کشور تقسیم شود، سهم هر فرد از بدهی دولت چقدر خواهد بود.

کلیک ها - 54
Synonyms - بدهی خالص به ازای هر نفر,Net Debt Per Capita
بدهی زیرمجموعه (Subordinated Debt)

«بدهی زیرمجموعه» یا Subordinated Debt نوعی وام یا اوراق بدهی است که در مقایسه با سایر بدهی‌های شرکت، در اولویت پایین‌تری برای بازپرداخت قرار دارد.

کلیک ها - 43
Synonyms - بدهی زیرمجموعه,Subordinated Debt
بدهی غیرممتاز نشده یا بدهی ارشد (Unsubordinated Debt)

بدهی غیرممتازنشده (Unsubordinated Debt) که با نام بدهی ارشد (Senior Debt) نیز شناخته می‌شود، نوعی بدهی است که در صورت ورشکستگی، انحلال یا ناتوانی مالی بدهکار، نسبت به سایر بدهی‌ها اولویت بالاتری برای بازپرداخت دارد.

کلیک ها - 13
Synonyms - بدهی غیرممتاز نشده,بدهی ارشد,Unsubordinated Debt
بدهی کوتاه‌مدت (Short-Term Debt)

بدهی کوتاه‌مدت به تعهدات مالی شرکت گفته می‌شود که باید در مدت کمتر از یک سال پرداخت و تسویه شوند. این نوع بدهی‌ها بخش مهمی از مدیریت مالی هر کسب‌وکار را تشکیل می‌دهند و نشان می‌دهند شرکت در کوتاه‌مدت چه میزان تعهد پرداخت دارد.

کلیک ها - 23
Synonyms - بدهی کوتاه‌مدت,Short-Term Debt