کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| افزونه اکسل Excel add-in | افزونه اکسل: کامپوننت هایی که می توانند بر روی کامپیوتر شما نصب شوند تا دستورات و توابع را به اکسل اضافه کنند. این برنامه های افزودنی مخصوص اکسل هستند. سایر برنامه های افزودنی که برای Excel یا Office در دسترس هستند، افزونه های Component Object Model (COM) هستند.
کلیک ها - 505 Synonyms -
افزونه اکسل,Excel add-in |
| افسر انطباق Compliance Officer | افسر انطباق کارمند یک شرکت است که اطمینان حاصل می کند که شرکت با الزامات قانونی و مقررات بیرونی و همچنین سیاست ها و آیین نامه های داخلی مطابقت دارد. افسر ارشد انطباق معمولاً رئیس بخش انطباق یک شرکت است.
کلیک ها - 470 Synonyms -
افسر انطباق,Compliance Officer |
| افسر وام Loan Officer | افسر وام نماینده یک بانک، اتحادیه اعتباری یا هر مؤسسه مالی دیگری است که به وامگیرندگان در فرآیند درخواست وام کمک میکند. به دلیل پیچیدگی و هزینه بالای وام مسکن، بسیاری از افسران وام را افسر وام مسکن (Mortgage Loan Officer) مینامند، اما در عمل بیشتر آنها به مشتریان و صاحبان کسبوکارهای کوچک برای انواع مختلف وام کمک میکنند.
کلیک ها - 119 Synonyms -
افسر وام,Loan Officer |
| افشاگر (Whistleblower) | افشاگر (Whistleblower) به فردی گفته میشود که فعالیتهای غیرقانونی، غیراخلاقی، خطرناک یا متقلبانه در یک سازمان، شرکت یا نهاد دولتی را گزارش میکند. افشاگران معمولاً اطلاعاتی را فاش میکنند که در صورت عدم گزارش، ممکن است از دید عموم، سهامداران، مشتریان یا نهادهای نظارتی پنهان بماند.
کلیک ها - 6 Synonyms -
افشاگر,Whistleblower |
| افشاگری Disclosure | افشاگری به انتشار به موقع اطلاعات مفید برای مخاطب اشاره دارد. در سرمایه گذاری، افشا اغلب مربوط به یک شرکت است و اطلاعات افشا شده ممکن است بر تصمیم سرمایه گذار تأثیر بگذارد. برای مثال، یک افشا ممکن است اخبار، دادهها و جزئیات عملیاتی مثبت و منفی را که بر تجارت آن تأثیر میگذارد، آشکار کند.
کلیک ها - 331 Synonyms -
افشاگری,Disclosure |
| افشای کامل Full Disclosure | افشای کامل، الزام کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) است که شرکتهای سهامی عام را ملزم میکند تا تمام حقایق مهم مربوط به عملیات تجاری جاری خود را منتشر و تبادل آزاد کنند.
کلیک ها - 173 Synonyms -
افشای کامل,Full Disclosure |
| افق زمانی سرمایهگذاری (Investment Time Horizon) | افق زمانی سرمایهگذاری مدت زمانی است که یک سرمایهگذار انتظار دارد سرمایه خود را نگه دارد تا به یک هدف مالی مشخص برسد. این هدف میتواند خرید خانه، پرداخت هزینه تحصیل، ایجاد صندوق اضطراری یا تأمین درآمد دوران بازنشستگی باشد.
کلیک ها - 33 Synonyms -
افق زمانی سرمایهگذاری,Investment Time Horizon |