کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| بازسرمایهگذاری اهرمی Leveraged Recapitalization | بازسرمایهگذاری اهرمی یا Leveraged Recap یک معامله در حوزه مالی شرکتهاست که در آن شرکت بخش عمده سهام (Equity) خود را با بستهای از بدهیها جایگزین میکند.
کلیک ها - 40 Synonyms -
بازسرمایهگذاری اهرمی,Leveraged Recapitalization |
| بازطبقهبندی (Recharacterization) | بازطبقهبندی (Recharacterization) در حوزه حسابهای بازنشستگی (IRA) به فرآیندی گفته میشود که طی آن میتوانید نوع یک سهم یا واریز سرمایه را از یک حساب بازنشستگی به نوع دیگری تغییر دهید.
کلیک ها - 15 Synonyms -
بازطبقهبندی,Recharacterization |
| بازل I Basel | بازل I مجموعه ای از مقررات بانکی بین المللی است که توسط کمیته بازل در نظارت بانکی (BCBS) ایجاد شده است. حداقل سرمایه مورد نیاز برای مؤسسات مالی را با هدف به حداقل رساندن ریسک اعتباری تجویز می کند.
کلیک ها - 257 Synonyms -
بازل I,Basel I |
| بازل II 2 Basel | بازل II مجموعه ای از مقررات بین المللی بانکی است که اولین بار در سال 2004 توسط کمیته بازل نظارت بر بانکداری منتشر شد.
کلیک ها - 373 Synonyms -
بازل II,Basel II |
| بازل سه III Basel | بازل III یک توافقنامه نظارتی بین المللی است که برای بهبود مقررات، نظارت و مدیریت ریسک در بخش بانکی طراحی شده است. با این حال، صنعت بانکداری اصلاحاتی را که عمدتاً از بزرگترین بانکهای کشور میخواهد تا سرمایه بیشتری را برای مقابله با طوفانهای مالی کنار بگذارند، بهعنوان تهدیدی برای اقتصاد آمریکا به تصویر کشیده است.
کلیک ها - 476 Synonyms -
بازل سه III,Basel III |
| بازمحاسبه وام مسکن Mortgage Recast | Mortgage Recast یا Loan Recast فرآیندی است که طی آن اقساط ماهانه وام مسکن دوباره محاسبه میشود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که وامگیرنده یک مبلغ بزرگ را بهعنوان پرداخت اضافی به اصل بدهی واریز میکند، سپس وامدهنده بر اساس مانده جدید و کمتر، برنامه بازپرداخت جدیدی (Amortization Schedule) تنظیم میکند.
کلیک ها - 50 Synonyms -
بازمحاسبه وام مسکن,Mortgage Recast |
| بازپرداخت (Reimbursement) | «بازپرداخت» یا Reimbursement به پولی گفته میشود که یک سازمان، شرکت یا نهاد به فرد (مثل کارمند، مشتری یا شخص دیگر) پرداخت میکند تا هزینهای را که قبلاً از جیب خود پرداخت کرده یا مبلغی که بیشازحد پرداخت شده را جبران کند.
کلیک ها - 12 Synonyms -
بازپرداخت,Reimbursement |