کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| اوپک Organization of the Petroleum Exporting Countries | سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) یک کارتل بینالمللی متشکل از ۱۲ کشور بزرگ صادرکننده نفت است که با هدف هماهنگی سیاستهای نفتی اعضا و مدیریت عرضه نفت در بازار جهانی تشکیل شده است. این سازمان در سال ۱۹۶۰ بنیانگذاری شد تا بتواند از طریق همکاری جمعی، ثبات اقتصادی را هم برای کشورهای تولیدکننده و هم برای کشورهای مصرفکننده نفت فراهم کند.
کلیک ها - 20 Synonyms -
اوپک,Organization of the Petroleum Exporting Countries,OPEC |
| اوپک عربی OAPEC | اوپک عربی یا سازمان کشورهای عرب صادرکننده نفت (Organization of Arab Petroleum Exporting Countries – OAPEC) یک سازمان بیندولتی منطقهای است که مقر آن در کویت قرار دارد و با هدف تقویت همکاری، همگرایی اقتصادی و توسعه صنعتی میان کشورهای عربِ صادرکننده نفت فعالیت میکند.
کلیک ها - 59 Synonyms -
اوپک عربی,OAPEC |
| ايقاع | ايقاع به چه معناست ؟در لغت به معني واقع ساختن و تحقق بخشيدن آمده است، در اصطلاح حقوقی، ايقاع عمل حقوقي یک طرفه است كه با يك اراده انجام مي شود مثل ابراء (يعني صرفنظر كردن طلبكار از حق خود) و اعراض از مالكيت.
کلیک ها - 2253 Synonyms -
ايقاع |
| اُفِر Offer | اُفِر (Offer) یک پیشنهاد مشروط است که از سوی خریدار یا فروشنده برای خرید یا فروش یک دارایی ارائه میشود. این پیشنهاد زمانی که توسط طرف مقابل پذیرفته شود، میتواند به یک تعهد قانونی الزامآور تبدیل شود.
کلیک ها - 30 Synonyms -
اُفِر,Offer |
| اُورشوتینگ Overshooting | اورشوتینگ (Overshooting) مفهومی در اقتصاد بینالملل است که توضیح میدهد چرا نرخ ارز پس از یک شوک اقتصادی (مثل تغییر سیاست پولی) میتواند بهطور شدید و موقتی بیش از سطح تعادلی بلندمدت خود نوسان کند. این ایده از فرضیه اورشوتینگ نرخ ارزِ رودریگر دورنبوش (Rüdiger Dornbusch) میآید و توضیح میدهد که چون بازارهای مالی خیلی سریع واکنش نشان میدهند، اما قیمت کالاها و دستمزدها چسبنده (کندتطبیق) هستند، نرخ ارز در کوتاهمدت «بیشواکنش» نشان میدهد.
کلیک ها - 17 Synonyms -
اُورشوتینگ,Overshooting |
| اپراتور Operator | اپراتور: علامت یا نمادی که نوع محاسبه را در یک عبارت مشخص می کند. برای مثال اپراتور، می توان به عملگرهای ریاضی، مقایسه، منطق و مرجع اشاره کرد.
کلیک ها - 300 Synonyms -
اپراتور,Operator |
| اپکو Operating Company | اپکو (Opco) مخفف Operating Company به معنای «شرکت عملیاتی» است. اپکو نقشی کلیدی در ساختار معروف Opco/Propco دارد؛ ساختاری که بهویژه در حوزه املاک، هتلداری، کازینو و REITها بسیار رایج است.
کلیک ها - 37 Synonyms -
اپکو,Operating Company,Opco |