Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
میکروفاینانس Microfinance
میکروفاینانس یا خدمات مالی خرد مجموعه‌ای از خدمات بانکی و اعتباری است که برای افراد یا گروه‌های کم‌درآمد فراهم می‌شود؛ افرادی که معمولاً به‌خاطر نبود وثیقه، نداشتن سابقه اعتباری یا درآمد پایین، به خدمات مالی سنتی دسترسی ندارند.
کلیک ها - 50
Synonyms - میکروفاینانس,Microfinance
میزان در معرض ریسک در زمان نکول Exposure at default

میزان در معرض ریسک در زمان نکول (EAD) کل ارزشی است که یک بانک هنگام نکول وام در معرض آن قرار می‌گیرد. موسسات مالی ریسک خود را با استفاده از رویکرد مبتنی بر رتبه‌بندی داخلی (IRB) محاسبه می‌کنند. بانک‌ها اغلب از مدل‌های نکول مدیریت ریسک داخلی برای تخمین سیستم‌های EAD مربوطه خود استفاده می‌کنند. در خارج از صنعت بانکداری، EAD به عنوان ریسک اعتباری شناخته می‌شود.

کلیک ها - 165
Synonyms - میزان در معرض ریسک در زمان نکول,Exposure at default,EAD
میز معاملات (Trading Desk)

میز معاملات (Trading Desk) بخشی تخصصی در بانک‌های سرمایه‌گذاری، کارگزاری‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و مؤسسات مالی است که مسئول خرید و فروش اوراق بهادار و سایر دارایی‌های مالی برای مشتریان یا خود مؤسسه است. این واحد نقش مهمی در اجرای معاملات، مدیریت ریسک و حفظ نقدشوندگی بازارهای مالی ایفا می‌کند.

کلیک ها - 48
Synonyms - میز معاملات,Trading Desk
میدکپ Mid-Cap
شرکت‌های میدکپ (Mid-Cap) به کسب‌وکارهایی گفته می‌شود که ارزش بازار (Market Capitalization) آن‌ها بین ۲ میلیارد تا ۱۰ میلیارد دلار است.
کلیک ها - 71
Synonyms - میدکپ,Mid-Cap
میدان نفتی Oil Field

میدان نفتی (Oil Field) به منطقه‌ای مشخص از خشکی یا دریا گفته می‌شود که در زیر آن نفت خام و گاز طبیعی وجود دارد و از طریق عملیات فنی و مهندسی از لایه‌های زیرسطحی زمین استخراج می‌شود. میدان‌های نفتی یکی از ارکان اصلی تأمین انرژی جهان هستند و نقش کلیدی در اقتصاد، سیاست و صنعت ایفا می‌کنند.

کلیک ها - 48
Synonyms - میدان نفتی,Oil Field
میثاق یا عهد Covenant

عهد در معنای وسیع آن یک قول، توافق یا قرارداد بین دو طرف است. به عنوان بخشی از میثاق، دو طرف توافق می‌کنند که فعالیت‌های خاصی انجام خواهد شد یا انجام نخواهد شد.

کلیک ها - 444
Synonyms - میثاق یا عهد,Covenant
میان‌یابی Interpolation
میان‌یابی (Interpolation) یک روش آماری برای تخمین مقادیر ناشناخته بین نقاط داده‌ای شناخته‌شده است.
در سرمایه‌گذاری، تحلیل‌گران از میان‌یابی برای تخمین قیمت‌ها یا بازده‌ها بر اساس داده‌های موجود در بازار استفاده می‌کنند. این کار معمولاً با استفاده از نمودارهای خطی در تحلیل تکنیکال انجام می‌شود.
کلیک ها - 70
Synonyms - میان‌یابی,Interpolation