کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مدیریت برند Brand Management | مدیریت برند تابعی از بازاریابی است که از تکنیک هایی برای افزایش ارزش درک شده خط محصول یا برند در طول زمان استفاده می کند. مدیریت اثربخش برند، قیمت محصولات را افزایش میدهد و از طریق تداعیها و تصاویر مثبت برند یا آگاهی قوی از برند، مشتریان وفادار ایجاد میکند.
کلیک ها - 370 Synonyms -
مدیریت برند,Brand Management |
| مدیریت پرتفوی Portfolio Management | مدیریت پرتفوی (Portfolio Management) به فرآیند انتخاب، ترکیب و نظارت بر مجموعهای از داراییهای سرمایهگذاری مانند سهام، اوراق قرضه و پول نقد گفته میشود، بهگونهای که بین ریسک و بازده تعادل ایجاد شود و اهداف مالی فرد محقق گردد.
کلیک ها - 45 Synonyms -
مدیریت پرتفوی,Portfolio Management |
| مدیریت پروژه Project Management | مدیریت پروژه به مجموعهای از فعالیتها گفته میشود که برای برنامهریزی، اجرای هماهنگ و کنترل منابع مختلف (نیروی انسانی، مالی، فناوری و دانش) انجام میشود تا یک هدف مشخص یا خروجی نهایی (Deliverable) محقق شود.
کلیک ها - 44 Synonyms -
مدیریت پروژه,Project Management |
| مدیریت پول Money Management | مدیریت پول (Money Management) شامل برنامهریزی و کنترل درآمد و مخارج است؛ از بودجهبندی و پسانداز گرفته تا سرمایهگذاری و هزینهکرد درست، چه برای افراد، چه خانوادهها و چه سازمانها. هدف مدیریت پول این است که منابع مالی به شیوهای کارآمد استفاده شوند تا ثبات مالی و رشد بلندمدت ایجاد شود.
کلیک ها - 55 Synonyms -
مدیریت پول,Money Management |
| مدیریت توزیع Distribution Management | مدیریت توزیع به فرآیند نظارت بر جابجایی کالا از تأمین کننده یا تولیدکننده تا نقطه فروش اشاره دارد. این یک اصطلاح فراگیر است که به فعالیتها و فرآیندهای متعددی مانند بستهبندی، موجودی، انبارداری، زنجیره تأمین و لجستیک اشاره دارد.
کلیک ها - 372 Synonyms -
مدیریت توزیع,Distribution Management |
| مدیریت دارایی Asset Management | مدیریت دارایی، عمل خرید، فروش، و مدیریت سرمایه گذاری، متناسب با تحمل ریسک خاص، برای افزایش ثروت در طول زمان است.
کلیک ها - 277 Synonyms -
مدیریت دارایی,Asset Management |
| مدیریت دارایی/بدهی Asset/Liability Management | مدیریت دارایی/بدهی فرآیند مدیریت استفاده از داراییها و جریانهای نقدی برای کاهش ریسک زیان شرکت از عدم پرداخت به موقع بدهی است. دارایی ها و بدهی های خوب مدیریت شده، سود کسب و کار را افزایش می دهد.
کلیک ها - 567 Synonyms -
مدیریت دارایی/بدهی,Asset/Liability Management |