Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
فرمول لِمن Lehman Formula

فرمول لِمن (Lehman Formula) روشی برای محاسبه کارمزد در معاملات بزرگ مالی است که در دهه ۱۹۶۰ توسط بانک سرمایه‌گذاری Lehman Brothers طراحی شد. این فرمول به بانک‌ها و مشاوران مالی کمک می‌کند تا کارمزد خدمات مشاوره، ادغام و تملیک (M&A)، تأمین مالی، و معامله‌سازی را بر اساس ارزش معامله و به‌صورت پلکانی تعیین کنند.

کلیک ها - 61
Synonyms - فرمول لمن,Lehman Formula
فرمول مزایای واحد (Unit Benefit Formula)

فرمول مزایای واحد (Unit Benefit Formula) روشی برای محاسبه مزایای بازنشستگی در طرح‌های مزایای معین (Defined Benefit Plans) یا صندوق‌های بازنشستگی است. در این روش، میزان سهم کارفرما و مزایای بازنشستگی کارکنان بر اساس سال‌های خدمت و معمولاً سطح حقوق کارکنان تعیین می‌شود.

کلیک ها - 14
Synonyms - فرمول مزایای واحد,Unit Benefit Formula
فرنچایز Franchise

فرنچایز نوعی مجوز است که به دارنده حق امتیاز، دسترسی به دانش تجاری، فرآیندها و علائم تجاری اختصاصی فرنچایز دهنده را می‌دهد و به این ترتیب به دارنده حق امتیاز اجازه می‌دهد تا محصول یا خدماتی را تحت نام تجاری فرنچایز دهنده بفروشد. در ازای کسب حق امتیاز، دارنده حق امتیاز معمولاً هزینه اولیه راه‌اندازی و هزینه‌های صدور مجوز سالانه را به دارنده حق امتیاز پرداخت می‌کند.

کلیک ها - 123
Synonyms - فرنچایز,Franchise
فرنچایزی Franchisee

فرنچایزی، مالک مستقل کسب و کاری است که یک فروشگاه خرده فروشی شخص ثالث به نام فرنچایز را اداره می‌کند. این بدان معناست که فرنچایزی، حق استفاده از علائم تجاری، برندهای مرتبط و دانش اختصاصی یک کسب و کار موجود را برای بازاریابی و فروش همان برند و رعایت استانداردهای مشابه کسب و کار مادر، که به عنوان فرنچایز دهنده شناخته می‌شود، خریداری می‌کند.

کلیک ها - 130
Synonyms - فرنچایزی,Franchisee
فرهنگ شرکتی Corporate Culture

فرهنگ شرکتی به ارزش ها، باورها و رفتارهایی اشاره دارد که در یک شرکت مشترک یا درک شده است. اینها تعیین می کنند که چگونه کارمندان و مدیریت یک شرکت با هم تعامل دارند، انجام می دهند و معاملات تجاری را مدیریت می کنند. اغلب، فرهنگ شرکتی به طور ضمنی، تعریف نشده است، و به طور ارگانیک در طول زمان از صفات تجمعی افرادی که شرکت استخدام می کند، توسعه می یابد.

کلیک ها - 292
Synonyms - فرهنگ شرکتی,Corporate Culture
فرهنگ متقابل Cross Culture

فرهنگ متقابل در دنیای تجارت به تلاش های یک شرکت برای اطمینان از اینکه کارمندانش به طور موثر با متخصصان سایر زمینه ها تعامل دارند، اشاره دارد. این صفت مانند صفت میان فرهنگی، بر شناخت تفاوت‌های ملی، منطقه‌ای و قومی در آداب و روش‌ها و تمایل به پل زدن آنها دلالت دارد.

کلیک ها - 323
Synonyms - فرهنگ متقابل,Cross Culture
فروپاشی اقتصادی Economic Collapse

فروپاشی اقتصادی، از هم پاشیدگی یک اقتصاد ملی، منطقه‌ای یا منطقه‌ای است که معمولاً پس از یک دوره بحران رخ می‌دهد. فروپاشی اقتصادی در آغاز یک نوع شدید از انقباض، رکود یا کسادی اقتصادی رخ می‌دهد و بسته به شدت شرایط می‌تواند هر تعداد سال طول بکشد. فروپاشی اقتصادی می‌تواند به سرعت به دلیل یک رویداد غیرمنتظره اتفاق بیفتد، یا ممکن است قبل از آن چندین رویداد یا نشانه وجود داشته باشد که نشان‌دهنده شکنندگی اقتصاد است.

کلیک ها - 356
Synonyms - فروپاشی اقتصادی,Economic Collapse