کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| افزایش سرمایه سود سهام Dividend Recapitalization | افزایش سرمایه سود سهام زمانی اتفاق میافتد که یک شرکت بدهی جدیدی را به منظور پرداخت سود سهام ویژه به سرمایهگذاران یا سهامداران خصوصی تقبل میکند. این معمولاً شامل شرکتی میشود که متعلق به یک شرکت سرمایهگذاری خصوصی است که میتواند افزایش سرمایه سود سهام را به عنوان جایگزینی برای اعلام سود سهام عادی شرکت بر اساس درآمد، مجاز کند.
کلیک ها - 355 Synonyms -
افزایش سرمایه سود سهام,Dividend Recapitalization |
| افزاینده Accretive | هم در امور مالی و هم در فرهنگ لغت عمومی، اصطلاح «افزاینده» صفت واژه «افزایش» است که به رشد تدریجی یا آرام اشاره دارد. برای مثال، در صورتی که یک معامله به افزایش سود هر سهم کمک کند، ممکن است این معامله اکتسابی برای شرکت جذب کننده افزایشی تلقی شود.
کلیک ها - 162 Synonyms -
افزاینده,Accretive |
| افزونه اکسل Excel add-in | افزونه اکسل: کامپوننت هایی که می توانند بر روی کامپیوتر شما نصب شوند تا دستورات و توابع را به اکسل اضافه کنند. این برنامه های افزودنی مخصوص اکسل هستند. سایر برنامه های افزودنی که برای Excel یا Office در دسترس هستند، افزونه های Component Object Model (COM) هستند.
کلیک ها - 357 Synonyms -
افزونه اکسل,Excel add-in |
| افسر انطباق Compliance Officer | افسر انطباق کارمند یک شرکت است که اطمینان حاصل می کند که شرکت با الزامات قانونی و مقررات بیرونی و همچنین سیاست ها و آیین نامه های داخلی مطابقت دارد. افسر ارشد انطباق معمولاً رئیس بخش انطباق یک شرکت است.
کلیک ها - 365 Synonyms -
افسر انطباق,Compliance Officer |
| افسر وام Loan Officer | افسر وام نماینده یک بانک، اتحادیه اعتباری یا هر مؤسسه مالی دیگری است که به وامگیرندگان در فرآیند درخواست وام کمک میکند. به دلیل پیچیدگی و هزینه بالای وام مسکن، بسیاری از افسران وام را افسر وام مسکن (Mortgage Loan Officer) مینامند، اما در عمل بیشتر آنها به مشتریان و صاحبان کسبوکارهای کوچک برای انواع مختلف وام کمک میکنند.
کلیک ها - 8 Synonyms -
افسر وام,Loan Officer |
| افشاگری Disclosure | افشاگری به انتشار به موقع اطلاعات مفید برای مخاطب اشاره دارد. در سرمایه گذاری، افشا اغلب مربوط به یک شرکت است و اطلاعات افشا شده ممکن است بر تصمیم سرمایه گذار تأثیر بگذارد. برای مثال، یک افشا ممکن است اخبار، دادهها و جزئیات عملیاتی مثبت و منفی را که بر تجارت آن تأثیر میگذارد، آشکار کند.
کلیک ها - 216 Synonyms -
افشاگری,Disclosure |
| افشای کامل Full Disclosure | افشای کامل، الزام کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) است که شرکتهای سهامی عام را ملزم میکند تا تمام حقایق مهم مربوط به عملیات تجاری جاری خود را منتشر و تبادل آزاد کنند.
کلیک ها - 82 Synonyms -
افشای کامل,Full Disclosure |