کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| اصطلاح Holdovers | در حوزه مالی، اصطلاح «Holdovers» به تراکنشهایی—معمولاً چکها—اشاره دارد که هنوز پردازش نشدهاند. در بیشتر موارد امروزی، مدت زمانی که چکها بهعنوان Holdover نگه داشته میشوند، معمولاً بیش از یک روز کاری نیست.
کلیک ها - 79 Synonyms -
اصطلاح Holdovers,Holdovers |
| اصطلاح Hollowing Out | اصطلاح «Hollowing Out» به فرسایش یا تضعیف بخش تولیدی یک کشور اشاره دارد، زمانی که تولیدکنندگان برای کاهش هزینهها، کارخانهها و خطوط تولید خود را به کشورهای دیگر با هزینه پایینتر منتقل میکنند.
کلیک ها - 99 Synonyms -
اصطلاح Hollowing Out,Hollowing Out |
| اصطلاح House Poor | اصطلاح House Poor به فردی اشاره دارد که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف هزینههای مربوط به مالکیت خانه میکند؛ این هزینهها شامل اقساط وام مسکن، مالیات ملک، تعمیر و نگهداری، و قبوض خدماتی است.
کلیک ها - 74 Synonyms -
اصطلاح House Poor,House Poor |
| اصطلاح Housing Starts | اصطلاح Housing Starts به معنای آغاز ساخت یک واحد مسکونی جدید است. به محض شروع عملیات خاکبرداری یا پیریزی، آن پروژه به عنوان یک "Housing Start" ثبت میشود.
کلیک ها - 67 Synonyms -
اصطلاح Housing Starts,Housing Starts |
| اصطلاح Hypothecation | Hypothecation به وضعیتی گفته میشود که در آن یک دارایی بهعنوان وثیقه برای دریافت وام در اختیار وامدهنده قرار میگیرد، اما مالک دارایی همچنان حق مالکیت، تصرف و حقوق مرتبط با دارایی (مثل درآمد حاصل از آن) را حفظ میکند.
کلیک ها - 61 Synonyms -
اصطلاح Hypothecation,Hypothecation |
| اصطلاح In Escrow | اصطلاح In Escrow در معاملات مالی به حالتی اشاره دارد که یک دارایی (مانند پول یا ملک) توسط یک شخص ثالث نگهداری میشود تا شرایط قانونی یا قراردادی برای انتقال آن بهطور کامل برآورده شود.
کلیک ها - 97 Synonyms -
اصطلاح In Escrow,In Escrow |
| اصطلاح In the Money | اصطلاح «In the Money» یا ITM در بازار اختیار معامله (Options) به حالتی اشاره دارد که یک قرارداد اختیار معامله دارای ارزش ذاتی (Intrinsic Value) باشد یا بهطور بالقوه سودآور باشد (بدون در نظر گرفتن هزینههای معامله).
کلیک ها - 84 Synonyms -
اصطلاح In the Money,In the Money,ITM |