Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
نرخ سود سهام Dividend Rate

نرخ سود سهام، کل پرداخت‌ های سود سهام مورد انتظار از یک سرمایه‌گذاری، صندوق یا پرتفوی است که به صورت سالانه بیان می‌شود، به علاوه هرگونه سود سهام غیرتکراری اضافی که یک سرمایه‌گذار ممکن است در آن دوره دریافت کند. بسته به ترجیحات و استراتژی شرکت، نرخ سود سهام می‌تواند ثابت یا قابل تنظیم باشد.

کلیک ها - 329
Synonyms - نرخ سود سهام,Dividend Rate
بازار ناقص Imperfect Market
بازار ناقص به تمام بازارهای اقتصادی واقعی گفته می‌شود که از چارچوب نظری رقابت کامل (Perfect Competition) فاصله دارند. در رقابت کامل، تعداد زیادی خریدار و فروشنده با اطلاعات کامل تعامل دارند و هیچ‌کس نمی‌تواند بر قیمت‌ها تأثیر بگذارد.
کلیک ها - 213
Synonyms - بازار ناقص,Imperfect Market
تخصص‌گرایی (Specialization)

تخصص‌گرایی (Specialization) یک مفهوم مهم اقتصادی است که به معنای تمرکز افراد، شرکت‌ها یا کشورها بر تولید تعداد محدودی کالا یا خدمات است تا بتوانند آن‌ها را با کارایی و بهره‌وری بالاتر تولید کنند.

کلیک ها - 48
Synonyms - تخصص‌گرایی,Specialization
نماینده مشاوره سرمایه‌گذاری Investment Advisory Representative

یک نماینده مشاوره سرمایه‌گذاری (Investment Advisory Representative – IAR) یک متخصص مالی است که به مشتریان مشاوره سرمایه‌گذاری ارائه می‌دهد و حساب‌های آن‌ها را مدیریت می‌کند. برای اینکه فردی به IAR تبدیل شود، باید ثبت‌نام کند و از طریق آزمون‌هایی مانند Series 63 و Series 65 مجوز دریافت کند.

کلیک ها - 79
Synonyms - نماینده مشاوره سرمایه‌گذاری,Investment Advisory Representative,IAR
اختیار وایلد کارت (Wild Card Option)

اختیار وایلد کارت (Wild Card Option) نوعی اختیار ضمنی (Embedded Option) است که در برخی از اوراق خزانه‌داری دولت آمریکا (Treasury Securities) وجود دارد. این اختیار به فروشنده اوراق خزانه اجازه می‌دهد پس از پایان ساعات عادی معاملات بازار نیز تصمیم خود درباره تحویل دارایی پایه را به تعویق بیندازد.

کلیک ها - 9
Synonyms - اختیار وایلد کارت,Wild Card Option
برنامه‌ ریز مالی Financial planner

شغل یک برنامه‌ ریز مالی کمک به افراد برای مدیریت بهتر پولشان و دستیابی به اهداف مالی‌شان است، چه پرداخت بدهی، پس‌انداز برای دوران بازنشستگی، سرمایه‌گذاری برای آموزش، محافظت در برابر ریسک، به حداقل رساندن مالیات یا مدیریت توزیع املاک. این اصطلاح به طور کلی برای طیف وسیعی از مشاغل مالی استفاده می‌شود، اما قابل اعتمادترین آنها برنامه‌ریزان مالی دارای گواهینامه (CFP) هستند، عنوانی که توسط یک هیئت مدیره مستقل اعطا می‌شود.

کلیک ها - 130
Synonyms - برنامه‌ ریز مالی,Financial planner
معامله‌ی گیو-آپ Give-Up

معامله‌ی گیو-آپ نوعی توافق در بازارهای مالی است که در آن چند کارگزار در اجرای یک معامله نقش دارند.

کلیک ها - 158
Synonyms - معامله‌ی گیو-آپ,Give-Up