کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| برنامه نویس | برنامه نویس یا کد نویس کیست؟یک برنامه نویس، برنامه نویس رایانه، توسعه دهنده، کدنویس، یا مهندس نرم افزار کسی است که نرمافزار رایانه را می نویسد یا طراحی و مدیریت می کند.
کلیک ها - 297 Synonyms -
برنامه نویس, کد نویس |
| قفل کردن سود Locking in Profits | «قفل کردن سود» (Locking in Profits) یعنی ثبت و دریافت سود فعلی سرمایهگذاری از طریق فروش بخشی یا کل دارایی، یا تغییر ساختار آن برای حفظ بازدهی بهدستآمده.
کلیک ها - 54 Synonyms -
قفل کردن سود,Locking in Profits |
| نسبت خسارت Loss Ratio | نسبت خسارت (Loss Ratio) یکی از مهمترین شاخصهای مالی در صنعت بیمه است که نشان میدهد شرکت بیمه چه مقدار از حقبیمههای دریافتی خود را برای پرداخت خسارتها و هزینههای تنظیم خسارت (LAE) مصرف کرده است.
کلیک ها - 189 Synonyms -
نسبت خسارت,Loss Ratio |
| عمیق در پول Deep in the Money | "Deep in the Money عمیق در پول" (DITM) به وضعیتی در معاملات اختیار معامله (Options) اشاره دارد که در آن قیمت اعمال (Strike Price) یک اختیار معامله به طور قابل توجهی پایینتر (برای اختیار خرید) یا بالاتر (برای اختیار فروش) از قیمت بازار دارایی پایه است. این نوع اختیار معاملهها عمدتاً دارای ارزش ذاتی (Intrinsic Value) بالا و ارزش زمانی (Extrinsic Value) کم هستند1.
کلیک ها - 297 Synonyms -
عمیق در پول,Deep in the Money |
| هزینه حقوق صاحبان سهام Cost of Equity | هزینه حقوق صاحبان سهام، بازدهی است که یک شرکت برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا سرمایه گذاری الزامات بازگشت سرمایه را برآورده می کند، به آن نیاز دارد. شرکت ها اغلب از آن به عنوان آستانه بودجه بندی سرمایه برای نرخ بازده مورد نیاز استفاده می کنند.
کلیک ها - 279 Synonyms -
هزینه حقوق صاحبان سهام,Cost of Equity |
| موسسه مالی (FI) Financial Institution | موسسه مالی (FI) شرکتی است که در زمینه معاملات مالی و پولی مانند سپردهها، وامها، سرمایهگذاریها و صرافیها فعالیت میکند. موسسات مالی شامل طیف گستردهای از عملیات تجاری در بخش خدمات مالی، از جمله بانکها، شرکتهای بیمه، شرکتهای کارگزاری و دلالان سرمایهگذاری هستند.
کلیک ها - 177 Synonyms -
موسسه مالی (FI),Financial Institution,FI |
| منحنی لورنز Lorenz Curve | منحنی لورنز (Lorenz Curve) نموداری است که برای نمایش نابرابری درآمد یا نابرابری ثروت در یک جامعه استفاده میشود. این نمودار را «مکس لورنز» اقتصاددان آمریکایی در سال ۱۹۰۵ معرفی کرد.
کلیک ها - 84 Synonyms -
منحنی لورنز,Lorenz Curve |