Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
میل نهایی به پس‌انداز Marginal Propensity to Save

میل نهایی به پس‌انداز (Marginal Propensity to Save – MPS) در اقتصاد کینزی نشان می‌دهد وقتی درآمد فرد افزایش می‌یابد، چه بخشی از این افزایش درآمد را پس‌انداز می‌کند، نه خرج.

کلیک ها - 97
Synonyms - میل نهایی به پس‌انداز,Marginal Propensity to Save,MPS
قانون ارزش خالص فعلی Net Present Value Rule
قانون ارزش خالص فعلی (NPV Rule) بیان می‌کند که مدیران شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران فقط باید در پروژه‌ها یا معاملاتی سرمایه‌گذاری کنند که ارزش خالص فعلی آن‌ها مثبت باشد.
کلیک ها - 83
Synonyms - قانون ارزش خالص فعلی,Net Present Value Rule,NPV Rule
درآمد غیر‌بهره‌ای Non-Interest Income

درآمد غیر‌بهره‌ای یا Non-Interest Income به درآمدهایی گفته می‌شود که بانک‌ها و مؤسسات اعتباری نه از محل دریافت بهره وام‌ها، بلکه عمدتاً از کارمزدها و هزینه‌های خدماتی کسب می‌کنند.

کلیک ها - 56
Synonyms - درآمد غیر‌بهره‌ای,Non-Interest Income
دارایی احتمالی Contingent Asset

دارایی احتمالی یک منفعت اقتصادی بالقوه است که به برخی از رویدادهای آینده که عمدتاً خارج از کنترل شرکت است وابسته است. بنابراین یک دارایی احتمالی به عنوان دارایی بالقوه نیز شناخته می شود.

کلیک ها - 376
Synonyms - دارایی احتمالی,Contingent Asset
معماری نرم افزار

معماری نرم افزار چیست؟

معماری نرم‌ افزار یعنی ساختار و سازمان یک سیستم نرم‌افزاری که به منظور پشتیبانی از عملیات مشخص، بر روی سازماندهی اجزاء متمرکز می‌باشد.

کلیک ها - 1484
Synonyms - معماری نرم افزار
ادغام شرکت‌ها Merger
ادغام (Merger) فرآیندی است که طی آن دو شرکت با هم ترکیب شده و یک شرکت واحد تشکیل می‌دهند.
هدف اصلی ادغام، ایجاد یک کسب‌وکار قوی‌تر، گسترده‌تر و سودآورتر است؛ به‌گونه‌ای که ارزش سهامداران افزایش یابد.
کلیک ها - 102
Synonyms - ادغام شرکت‌ها,Merger
پول Money

پول، ابزاری اساسی در هر اقتصاد است که سه نقش اصلی را ایفا می‌کند:

  1. ذخیره ارزش – یعنی بتوان ارزش اقتصادی را برای آینده حفظ کرد.
  2. واحد شمارش – معیاری برای قیمت‌گذاری کالاها و خدمات.
  3. وسیله پرداخت مؤخر – یعنی بتوان بدهی‌ها را در آینده با آن تسویه کرد.
کلیک ها - 60
Synonyms - پول,Money