کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| برد یا محدوده ثبت شده در نقشه Mapped range | برد یا محدوده ثبت شده در نقشه: محدوده ای در لیست XML که به یک عنصر در نقشه XML پیوند داده شده است.
کلیک ها - 449 Synonyms -
برد یا محدوده ثبت شده در نقشه,Mapped range |
| کمیابی (Scarcity) | کمیابی (Scarcity) در علم اقتصاد به وضعیتی گفته میشود که در آن عرضه یک کالا یا خدمات کمتر از تقاضای آن باشد. این کمبود باعث میشود قیمت افزایش یابد تا تعادل میان عرضه و تقاضا برقرار شود.
کلیک ها - 55 Synonyms -
کمیابی,Scarcity |
| متعادلسازی سبد سرمایهگذاری (Rebalancing) | متعادلسازی سبد سرمایهگذاری (Rebalancing) فرآیندی است که طی آن ترکیب داراییها در یک سبد سرمایهگذاری بهگونهای تنظیم میشود که با اهداف مالی و میزان ریسکپذیری سرمایهگذار هماهنگ باقی بماند.
کلیک ها - 49 Synonyms -
متعادلسازی سبد سرمایهگذاری,Rebalancing |
| اعتماد با پرداخت سالیانه حفظ شده توسط اهدا کننده Grantor Retained Annuity Trust | GRAT یک ابزار برنامهریزی اموال و داراییهاست که برای کاهش مالیات بر هدیههای بزرگ مالی به اعضای خانواده استفاده میشود. این نوع اعتماد میتواند باعث شود که فرد اهداکننده بدون استفاده زیاد (یا حتی هیچگونه استفادهای) از معافیت مادامالعمر مالیات بر هدیه و ارث که توسط اداره مالیات آمریکا (IRS) ارائه شده، داراییهای خود را منتقل کند.
کلیک ها - 125 Synonyms -
اعتماد با پرداخت سالیانه حفظشده توسط اهداکننده Grantor Retained Annuity Trust,GRAT |
| تجدید ارزیابی ارز (Currency Revaluation) | تجدید ارزیابی ارز (Revaluation) به معنای افزایش رسمی ارزش یک ارز نسبت به یک مبنای مشخص است. این مبنا میتواند شامل:
کلیک ها - 107 Synonyms -
تجدید ارزیابی ارز,Currency Revaluation |
| ادغام مثلثی معکوس (Reverse Triangular Merger) | ادغام مثلثی معکوس یک استراتژی در ادغام و تملک (M&A) است که در آن شرکت خریدار یک شرکت فرعی ایجاد میکند و این شرکت فرعی با شرکت هدف (شرکتی که قرار است خریداری شود) ادغام میشود.
کلیک ها - 38 Synonyms -
ادغام مثلثی معکوس,Reverse Triangular Merger |
| کلمه کلیدی Keyword | کلمه کلیدی Keyword: کلمه، کلمات یا عبارتی که یک متخصص سئو یا بازاریاب به منظور مطابقت و رتبه بندی برای آنچه کاربران جستجو می کنند، هدف قرار می دهد. کلماتی که در صفحات وب استفاده میشوند میتوانند به موتورهای جستجو کمک کنند تا وقتی جستجوگر درخواستی را وارد میکند، کدام صفحات مرتبط تر برای نمایش در نتایج ارگانیک هستند. کلمات کلیدی معمولا موضوعات، ایده ها یا سوالات را نشان می دهند.
کلیک ها - 380 Synonyms -
Keyword,کلمه کلیدی |