Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
نرخ ربوی (Usury Rate)

نرخ ربوی (Usury Rate) به نرخ بهره‌ای گفته می‌شود که در مقایسه با نرخ‌های متعارف بازار، بیش از حد بالا، غیرمنصفانه یا فراتر از سقف قانونی تعیین‌شده باشد. این نرخ‌ها معمولاً با وام‌دهی استثماری (Predatory Lending) مرتبط هستند و اغلب در وام‌های مصرفی بدون وثیقه، به‌ویژه برای وام‌گیرندگان پرریسک یا دارای سابقه اعتباری ضعیف، مشاهده می‌شوند.

کلیک ها - 15
مالکیت موقتی Life Estate
مالکیت موقتی نوعی حق مالکیت بر یک ملک است ــ معمولاً یک خانه مسکونی ــ که طی آن فردی اجازه دارد تا پایان عمر خود از ملک استفاده کند و در آن زندگی کند.
این فرد را مستأجر مادام‌العمر (Life Tenant) می‌نامند.
کلیک ها - 89
Synonyms - مالکیت موقتی,Life Estate
جدول سرمایه Capitalization (Cap) Table

جدول سرمایه یک صفحه گسترده یا جدولی است که ارزش سهام یک شرکت را نشان می دهد. جدول ارزش سرمایه عموماً یک تفکیک پیچیده از حقوق صاحبان سهام یک شرکت است.

کلیک ها - 329
Synonyms - جدول سرمایه,Capitalization (Cap) Table
مالیات فرانشیز Franchise Tax

اصطلاح "مالیات فرانشیز" به مالیاتی اشاره دارد که توسط برخی از شرکت‌هایی که در برخی ایالت‌ها فعالیت می‌کنند، پرداخت می‌شود.

کلیک ها - 211
Synonyms - مالیات فرانشیز,Franchise Tax
ریسک مالی Financial Exposure

ریسک مالی مبلغی است که یک سرمایه‌ گذار در صورت شکست سرمایه‌ گذاری، متحمل ضرر می‌شود. به عنوان مثال، ریسک مالی مربوط به خرید خودرو، مبلغ اولیه سرمایه‌گذاری منهای بخش بیمه شده خواهد بود. شناخت و درک ریسک مالی، که نام دیگری برای ریسک است، بخش مهمی از فرآیند سرمایه‌گذاری است.

کلیک ها - 222
Synonyms - ریسک مالی,Financial Exposure
وام Loan
وام (Loan) نوعی اعتبار مالی است که طی آن مبلغ مشخصی پول از سوی یک وام‌دهنده به وام‌گیرنده داده می‌شود، با این توافق که وام‌گیرنده آن را در آینده بازپرداخت کند.
کلیک ها - 108
Synonyms - وام,Loan
مهارت‌های فنی (Technical Skills)

مهارت‌های فنی (Technical Skills) که به آن‌ها مهارت‌های سخت (Hard Skills) نیز گفته می‌شود، به توانایی‌های مشخص و قابل اندازه‌گیری اشاره دارند که برای انجام مؤثر یک شغل ضروری هستند. این مهارت‌ها معمولاً از طریق آموزش، تمرین و تجربه عملی به دست می‌آیند.

کلیک ها - 63
Synonyms - مهارت‌های فنی,Technical Skills