کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| کد منبع یا کد مبدأ Source Code | کد منبع یا کد مبدأ: کد برنامه ای که به زبان سطح بالا نوشته شده و سپس به کد ماشین ترجمه می شود.
کلیک ها - 529 Synonyms -
کد منبع یا کد مبدأ,Source Code |
| جدول مرگ و میر Mortality Table | جدول مرگومیر (Mortality Table) که با نامهای Life Table یا Actuarial Table نیز شناخته میشود، جدولی آماری است که نشان میدهد احتمال مرگ افراد در یک جمعیت مشخص طی یک دوره زمانی تعیینشده چقدر است. این جدول معمولاً احتمال اینکه فرد پیش از تولد سال بعد فوت کند را بر اساس سن فعلی او نشان میدهد.
کلیک ها - 165 Synonyms -
جدول مرگ و میر,Mortality Table |
| ادغام افقی Horizontal Merger | ادغام افقی نوعی ادغام تجاری است که بین شرکتهایی رخ میدهد که در یک صنعت مشابه فعالیت میکنند. هدف این ادغام ایجاد صرفهجویی ناشی از مقیاس (Economies of Scale)، بهرهبرداری از همافزاییهای هزینهای و درآمدی، افزایش سهم بازار و کسب مزیت رقابتی نسبت به سایر شرکتهای فعال در همان حوزه است.
کلیک ها - 176 Synonyms -
ادغام افقی,Horizontal Merger |
| سپرده بین بانکی Interbank Deposit | سپرده بینبانکی به توافقی میان دو بانک گفته میشود که در آن یک بانک، وجوه بانکی دیگر را در حسابی نگهداری میکند. در این نوع توافق:
کلیک ها - 84 Synonyms -
سپرده بین بانکی,Interbank Deposit |
| بیمه از کار افتادگی Disability Insurance | همانطور که از نامش پیداست، بیمه از کارافتادگی نوعی محصول بیمه ای است که در صورت ممانعت بیمه گذار از کار و کسب درآمد به دلیل از کارافتادگی، درآمدی را تامین می کند.
کلیک ها - 147 Synonyms -
بیمه از کار افتادگی,Disability Insurance |
| نظریه حسرت (Regret Theory) | «نظریه حسرت» بیان میکند که افراد هنگام تصمیمگیری، حس پشیمانی احتمالی در آینده را پیشبینی میکنند و همین پیشبینی روی انتخابهای آنها تأثیر میگذارد.
کلیک ها - 42 Synonyms -
نظریه حسرت,Regret Theory |
| وارانت (Warrant) | وارانت (Warrant) نوعی ابزار مالی مشتقه (Derivative) است که به دارنده آن حق، اما نه الزام، میدهد تا یک دارایی مالی، معمولاً سهام یک شرکت، را با قیمت مشخصی در یک بازه زمانی معین یا در تاریخ مشخص خریداری یا فروخته کند.
کلیک ها - 14 Synonyms -
وارانت,Warrant |