کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| بیشاهرمشده Overleveraged | یک کسبوکار زمانی بیشاهرمشده (Overleveraged) تلقی میشود که میزان بدهی آن در مقایسه با جریان نقدی عملیاتی و حقوق صاحبان سهام بیش از حد بالا باشد. در این حالت، شرکت برای پرداخت بهره و اصل بدهیها با مشکل مواجه میشود و حتی ممکن است نتواند هزینههای جاری عملیات خود را نیز پوشش دهد.
کلیک ها - 5 Synonyms -
بیشاهرمشده,Overleveraged |
| بیشبرازش Overfitting | بیشبرازش یا Overfitting یک خطای مدلسازی در آمار، تحلیل مالی و یادگیری ماشین است که زمانی رخ میدهد که یک مدل بیش از حد به دادههای محدود آموزشی منطبق میشود. در این حالت، مدل فقط روی همان دادههای اولیه عملکرد خوبی دارد، اما در دادههای جدید یا واقعی دچار خطای جدی میشود و قدرت پیشبینی خود را از دست میدهد.
کلیک ها - 5 Synonyms -
بیشبرازش,Overfitting |
| بیشتعهدی مالی Overextension | بیشتعهدی مالی یا Overextension زمانی رخ میدهد که یک شخص یا شرکت بدهیها و تعهدات اعتباری بیشتری از توان واقعی درآمد یا جریان نقدی خود میپذیرد. در این وضعیت، بازپرداخت اقساط بهسختی انجام میشود و احتمال تاخیر در پرداخت، نکول یا بحران مالی افزایش مییابد.
کلیک ها - 5 Synonyms -
بیشتعهدی مالی,Overextension |
| بیشتقاضاشده Oversubscribed | بیشتقاضاشده یا Oversubscribed به عرضه جدید سهام (معمولاً عرضه اولیه یا IPO) گفته میشود که در آن تقاضای سرمایهگذاران از تعداد سهام قابلعرضه بیشتر است. این وضعیت نشان میدهد بازار اشتیاق بالایی برای خرید سهام شرکت دارد و معمولاً بهعنوان نشانهای از جذابیت اولیه شرکت نزد سرمایهگذاران تفسیر میشود.
کلیک ها - 8 Synonyms -
بیشتقاضاشده,Oversubscribed |
| بیشسرمایهگذاری Overcapitalization | بیشسرمایهگذاری یا Overcapitalization وضعیتی است که در آن مجموع بدهیها و حقوق صاحبان سهام یک شرکت از ارزش واقعی داراییهای آن بیشتر میشود. در چنین شرایطی، ساختار مالی شرکت ناکارآمد تلقی میشود و فشار شدیدی بر سودآوری و جریان نقدی وارد میگردد، زیرا شرکت باید تعهدات مالی سنگینی را بدون پشتوانه کافی داراییها تحمل کند.
کلیک ها - 6 Synonyms -
بیشسرمایهگذاری,Overcapitalization |
| بیشفروشی Over‑Selling | بیشفروشی (Over‑Selling) به رفتاری در فرآیند فروش گفته میشود که طی آن فروشنده پس از اینکه مشتری تصمیم قطعی به خرید گرفته است، همچنان تلاش میکند محصول یا خدمات اضافی را به او تحمیل کند. این فشار اضافی میتواند باعث آزار مشتری، تضعیف اعتماد و حتی لغو همان خرید اصلی شود.
کلیک ها - 9 Synonyms -
بیشفروشی,Over‑Selling |
| بیشواکنشی Overreaction | بیشواکنشی یا Overreaction به واکنش احساسی و شدید سرمایهگذاران نسبت به اخبار، شایعات یا اطلاعات مرتبط با یک دارایی مالی گفته میشود؛ واکنشی که آنقدر قوی است که باعث خرید یا فروش افراطی شده و در نهایت، دارایی را به وضعیت اشباع خرید (Overbought) یا اشباع فروش (Oversold) میکشاند.
کلیک ها - 5 Synonyms -
بیشواکنشی,Overreaction |