Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هزینه ثابت Fixed Cost

هزینه ثابت، هزینه‌ ای تجاری است که معمولاً با افزایش یا کاهش تعداد کالاها و خدمات تولید شده یا فروخته شده توسط کسب و کار تغییر نمی‌کند. هزینه‌های ثابت معمولاً مربوط به هزینه‌های تکراری هستند که مستقیماً به تولید مربوط نمی‌شوند، مانند اجاره، پرداخت بهره، بیمه، استهلاک و مالیات بر دارایی. هزینه‌های ثابت در مقابل هزینه‌های متغیر قرار دارند، هزینه‌هایی که با افزایش یا کاهش تولید محصولات، در نوسان هستند.

کلیک ها - 226
Synonyms - هزینه ثابت,Fixed Cost
هزینه بدهی بد Bad Debt Expense

هزینه بدهی بد زمانی شناسایی می شود که یک مطالبه دیگر قابل وصول نباشد زیرا مشتری به دلیل ورشکستگی یا سایر مشکلات مالی قادر به انجام تعهد خود برای پرداخت بدهی معوق نیست.

کلیک ها - 378
Synonyms - هزینه بدهی بد,Bad Debt Expense
هزینه تجدید ساختار (Restructuring Charge)

هزینه تجدید ساختار یا Restructuring Charge به هزینه‌ای گفته می‌شود که یک شرکت به‌صورت یک‌باره (One-time) هنگام اجرای تغییرات اساسی در ساختار خود پرداخت می‌کند.

کلیک ها - 75
Synonyms - هزینه تجدید ساختار,Restructuring Charge
هزینه‌های متعارف، عرفی و معقول (UCR Fees)

UCR Fees مخفف عبارت Usual, Customary, and Reasonable Fees به معنی هزینه‌های متعارف، رایج و معقول است. این اصطلاح در صنعت بیمه درمانی آمریکا به حداکثر مبلغی اشاره دارد که شرکت بیمه برای یک خدمت پزشکی خاص، در یک منطقه جغرافیایی مشخص، منطقی و قابل پرداخت تشخیص می‌دهد.

کلیک ها - 54
Synonyms - هزینه‌های متعارف، عرفی و معقول,UCR Fees
هزینه کاربری (User Fee)

هزینه کاربری (User Fee) مبلغی است که افراد یا شرکت‌ها برای دسترسی به یک خدمت، تسهیلات یا امکان خاص پرداخت می‌کنند. این هزینه در ازای استفاده مستقیم از یک خدمت دریافت می‌شود و با مالیات که معمولاً برای تأمین مخارج عمومی دولت اخذ می‌شود، تفاوت دارد.

کلیک ها - 47
Synonyms - هزینه کاربری,User Fee
هزینه مالی Finance Charge

هزینه مالی، هزینه‌ای است که برای استفاده از اعتبار یا تمدید اعتبار موجود دریافت می‌شود. این هزینه می‌ تواند یک هزینه ثابت یا درصدی از وام‌ ها باشد که رایج‌ترین آن هزینه‌های مالی مبتنی بر درصد است. هزینه مالی اغلب یک هزینه تجمیعی است، از جمله هزینه نگهداری بدهی به همراه هرگونه هزینه تراکنش مرتبط، هزینه‌های نگهداری حساب یا هزینه‌های دیرکرد که توسط وام‌دهنده دریافت می‌شود.

کلیک ها - 439
Synonyms - هزینه مالی,Finance Charge
هزینه یک‌باره One‑Time Charge

هزینه یک‌باره به هزینه‌ای غیرمنتظره و غیرتکرارشونده گفته می‌شود که به‌طور موقت بر سود شرکت تأثیر منفی می‌گذارد. این نوع هزینه‌ها معمولاً خارج از فعالیت اصلی و روزمره شرکت رخ می‌دهند و تکرارپذیر نیستند.

کلیک ها - 88
Synonyms - هزینه یک‌باره,One‑Time Charge