Skip to main content

کمک یار متا

ℹ️واژه نامه اینترنتی متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
هزینه افزایشی Incremental Cost

هزینه افزایشی (Incremental Cost) به هزینه اضافی گفته می‌شود که یک شرکت برای تولید یک واحد بیشتر از محصول متحمل می‌شود. این مفهوم برای تصمیم‌گیری‌های تولیدی و مالی بسیار مهم است، زیرا به شرکت کمک می‌کند بفهمد آیا افزایش تولید سودآور است یا خیر.

کلیک ها - 159
Synonyms - هزینه افزایشی,Incremental Cost
هدف عملیاتی Operating Target

هدف عملیاتی (Operating Target) یک مقدار عددی مشخص (مانند نرخ بهره یا یک متغیر مالی خاص) است که بانک مرکزی برای هدایت و اجرای سیاست پولی روزانه خود تعیین می‌کند. این هدف به بانک مرکزی کمک می‌کند تا با کنترل عرضه پول، به اهداف کلان‌تری مانند کنترل تورم و رشد اقتصادی دست پیدا کند.

کلیک ها - 72
Synonyms - هدف عملیاتی,Operating Target
هزینه‌های تولید Production Costs

هزینه‌های تولید به تمام مخارجی گفته می‌شود که یک شرکت برای تولید کالا یا ارائه خدمات متحمل می‌شود. این هزینه‌ها شامل هزینه‌هایی هستند که مستقیماً یا غیرمستقیم با فرآیند تولید در ارتباطند.

کلیک ها - 72
Synonyms - هزینه‌های تولید,Production Costs
هزینه دستمزد (Wage Expense)

هزینه دستمزد یا Wage Expense یکی از هزینه‌های عملیاتی کسب‌وکار محسوب می‌شود که برای پرداخت به کارکنان ساعتی ایجاد می‌شود. این هزینه معمولاً در بخش هزینه‌های صورت سود و زیان (Income Statement) ثبت می‌شود و نشان‌دهنده مبلغی است که شرکت در ازای ساعات کاری کارکنان پرداخت می‌کند.

کلیک ها - 45
هزینه‌های خانوار Household Expenses
هزینه‌های خانوار به مخارج روزمره زندگی گفته می‌شود که بین اعضای خانه تقسیم می‌شود. این هزینه‌ها شامل اجاره یا وام مسکن، غذا، قبوض خدماتی، پوشاک، حمل‌ونقل، و مراقبت از کودک هستند.
کلیک ها - 133
Synonyms - هزینه‌های خانوار,Household Expenses
هسته های حیاتی وب Core Web Vitals

هسته های حیاتی وب Core Web Vitals : کور وب ویتال (مجموعه جدیدی از سیگنال های گوگل) مجموعه ای از معیارها که عملکرد صفحه مربوط به تجربه کاربر را اندازه گیری می کند.

کلیک ها - 1228
Synonyms - هسته های حیاتی وب,Core Web Vitals,کور وب ویتال
هندل Handle

در بازارهای مالی، اصطلاح هندل به بخش عدد صحیح از قیمت یک دارایی اشاره دارد. برای مثال، اگر قیمت یک سهم برابر با 149.25 دلار باشد، هندل آن 149 است. این اصطلاح به معامله‌گران کمک می‌کند تا سریعاً سطح کلی قیمت را درک کنند، بدون اینکه به جزئیات اعشاری توجه کنند.

کلیک ها - 184
Synonyms - هندل,Handle