Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
نماد معاملاتی OEX

OEX نماد معاملاتی اختیار معامله‌های شاخص Standard & Poor’s 100 (S&P 100) است که در بورس اختیار معامله شیکاگو (CBOE) معامله می‌شود. این نماد به معامله‌گران اجازه می‌دهد روی عملکرد بزرگ‌ترین و باثبات‌ترین شرکت‌های سهامی آمریکا تمرکز کرده و ابزار مناسبی برای پوشش ریسک یا سفته‌بازی در اختیار داشته باشند.

کلیک ها - 34
Synonyms - نماد معاملاتی OEX,OEX
نماد معاملاتی Ticker Symbol
در بازار نزدک، اکثر شرکت‌های پذیرفته‌شده از نمادهای چهارحرفی استفاده می‌کنند که نمایانگر نام یا برند شرکت است.
مثال:
نماد معاملاتی شرکت Microsoft در نزدک، MSFT است.
کلیک ها - 114
Synonyms - نماد معاملاتی,Ticker Symbol
نمادهای کلی Outline symbols

نمادهای کلی: نمادهایی که برای تغییر نمای یک کاربرگ مشخص شده استفاده می کنید. می توانید با فشار دادن علامت مثبت، علامت منفی و اعداد 1، 2، 3 یا 4، که سطح طرح کلی را نشان می دهد، داده های دقیق را نشان داده یا پنهان کنید.

کلیک ها - 769
Synonyms - نمادهای کلی,Outline symbols
نمایش معاملاتی Level 1

Level 1 نوعی صفحه یا نمایش معاملاتی است که اطلاعات پایه و ضروری بازار را به‌صورت لحظه‌ای (Real-Time) نمایش می‌دهد. این اطلاعات شامل:

  • بهترین قیمت خرید (Best Bid)
  • بهترین قیمت فروش (Best Offer / Ask)
  • حجم معاملات (Volume)
کلیک ها - 124
Synonyms - نمایش معاملاتی Level 1,Level 1
نمایندگی بر حسب ضرورت Agency by Necessity

آژانس یا نمایندگی بر حسب ضرورت نوعی رابطه حقوقی است که در آن یک طرف می تواند تصمیمات اساسی را برای طرف دیگر اتخاذ کند تا زمانی که نمایندگان قانونی به رسمیت شناخته شده مانند شخصی با وکالت یا قیمومیت در محل قرار گیرند. دادگاه‌ها در شرایط اضطراری یا فوری که ذینفع قادر به ارائه مجوز صریح نیست، آژانس را بر اساس ضرورت تشخیص می‌دهند. در چنین شرایطی، آنهایی که نمایندگی اعطا شده باید تنها به نفع ذینفع عمل کنند.

کلیک ها - 338
Synonyms - نمایندگی بر حسب ضرورت,Agency by Necessity
نماینده Agent

نماینده در اصطلاح حقوقی به شخصی گفته می شود که از نظر قانونی اختیار عمل از طرف شخص یا نهاد دیگری را داشته باشد. ممکن است یک نماینده برای نمایندگی مشتری در مذاکرات و سایر معاملات با اشخاص ثالث به کار گرفته شود. ممکن است به نماینده اختیار تصمیم گیری داده شود.

کلیک ها - 421
Synonyms - نماینده,Agent
نماینده امانی Escrow Agent

نماینده امانی شخص یا نهادی است که تا زمان نهایی شدن معامله یا حل اختلاف، اموال را به صورت امانی برای اشخاص ثالث نگهداری می‌کند. نقش نماینده امانی اغلب توسط یک وکیل ایفا می‌شود. نماینده امانی مسئولیت امانتداری نسبت به هر دو طرف قرارداد امانی را بر عهده دارد.

کلیک ها - 209
Synonyms - نماینده امانی,Escrow Agent