کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| مبنای بهای تمام شده یا مبنای هزینه Cost Basis | مبنای بهای تمام شده ارزش اصلی یک دارایی برای اهداف مالیاتی است، معمولاً قیمت خرید که برای تقسیم سهام، سود سهام، و بازده توزیع سرمایه تنظیم می شود. این ارزش برای تعیین سود سرمایه استفاده می شود که برابر با تفاوت بین مبنای بهای تمام شده دارایی و ارزش فعلی بازار است.
کلیک ها - 424 Synonyms -
مبنای بهای تمام شده یا مبنای هزینه,Cost Basis |
| مؤسسه حسابداران مدیریت Institute of Management Accountants | Institute of Management Accountants (IMA) یک سازمان حرفهای بینالمللی است که در زمینه حسابداری مدیریت و امور مالی فعالیت میکند. این مؤسسه به دلیل ارائه گواهینامه معتبر CMA (Certified Management Accountant) شناخته میشود؛ این گواهینامه یکی از معتبرترین مدارک حرفهای برای متخصصان مالی و حسابداری مدیریت در سطح جهان است.
کلیک ها - 109 Synonyms -
مؤسسه حسابداران مدیریت,Institute of Management Accountants,IMA |
| میانگین متحرک خطی-وزندار Linearly Weighted Moving Average | میانگین متحرک خطیوزندار (LWMA) نوعی روش محاسبهٔ میانگین متحرک است که در آن به دادههای قیمتی جدیدتر وزن بیشتری داده میشود.
کلیک ها - 136 Synonyms -
میانگین متحرک خطی-وزندار,Linearly Weighted Moving Average,LWMA |
| مزیت مالیاتی (Tax Benefit) | مزیت مالیاتی (Tax Benefit) به هر نوع قانون یا ابزار مالی گفته میشود که باعث کاهش میزان مالیات پرداختی یک فرد یا کسبوکار میشود. این مزایا میتوانند بهصورت کاهش درآمد مشمول مالیات یا کاهش مستقیم مالیات قابل پرداخت ظاهر شوند.
کلیک ها - 35 Synonyms -
مزیت مالیاتی,Tax Benefit |
| مالیات بر ثروت (Wealth Tax) | مالیات بر ثروت (Wealth Tax) نوعی مالیات است که بر اساس ارزش خالص داراییهای یک فرد در یک مقطع زمانی مشخص دریافت میشود. برخلاف مالیات بر درآمد که بر پول کسبشده در طول یک سال اعمال میشود، مالیات بر ثروت بر ارزش داراییهای موجود فرد پس از کسر بدهیها وضع میشود.
کلیک ها - 27 Synonyms -
مالیات بر ثروت,Wealth Tax |
| مشارکت Partnership | مشارکت (Partnership) یک توافق رسمی بین دو یا چند نفر است که تصمیم میگیرند یک کسبوکار را مشترکاً مدیریت و اداره کنند و در سود و زیان آن شریک باشند.
کلیک ها - 40 Synonyms -
مشارکت,Partnership |
| محدودیت داوطلبانه صادرات (VER) | محدودیت داوطلبانه صادرات یا VER (Voluntary Export Restraint) نوعی محدودیت تجاری است که در آن یک کشور صادرکننده به صورت داوطلبانه میزان صادرات یک کالا به کشور دیگر را محدود میکند. این محدودیت معمولاً در نتیجه فشارهای سیاسی، اقتصادی یا تجاری از سوی کشور واردکننده اعمال میشود.
کلیک ها - 14 Synonyms -
محدودیت داوطلبانه صادرات,VER,Voluntary Export Restraint |