Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
محتوای تولید شده توسط کاربر UGC

محتوای تولید شده توسط کاربر UGC (User-Generated Content): هر نوعی از محتوا - ویدئوها، پست های وبلاگ، نظرات، کامنت ها و غیره - که توسط کاربران یا مشتریان ایجاد می شودرا شامل می شود.

کلیک ها - 428
Synonyms - User-Generated Content,UGC,محتوای تولید شده توسط کاربر
میانگین موزون مدت باقیمانده تا سررسید (Weighted Average Remaining Term یا WART)

میانگین موزون مدت باقیمانده تا سررسید (Weighted Average Remaining Term یا WART) معیاری است که متوسط زمان باقی‌مانده تا سررسید دارایی‌های موجود در یک پرتفوی اوراق با درآمد ثابت را اندازه‌گیری می‌کند. این شاخص بیشتر در تحلیل اوراق بهادار با پشتوانه دارایی (ABS) و اوراق بهادار با پشتوانه وام مسکن (MBS) استفاده می‌شود.

کلیک ها - 12
Synonyms - میانگین موزون مدت باقیمانده تا سررسید,Weighted Average Remaining Term,WART
مدیر ارتباط (Relationship Manager)

مدیر ارتباط (Relationship Manager) فردی در سازمان است که مسئول ایجاد، تقویت و حفظ روابط قوی بین شرکت و مشتریان یا شرکای تجاری است. این نقش ترکیبی از مهارت‌های ارتباطی، تحلیلی و درک بازار است تا بتواند نیازهای مشتریان را شناسایی کرده و به رشد کسب‌وکار کمک کند.

کلیک ها - 36
Synonyms - مدیر ارتباط,Relationship Manager
مدیریت برند Brand Management

مدیریت برند تابعی از بازاریابی است که از تکنیک هایی برای افزایش ارزش درک شده خط محصول یا برند در طول زمان استفاده می کند. مدیریت اثربخش برند، قیمت محصولات را افزایش می‌دهد و از طریق تداعی‌ها و تصاویر مثبت برند یا آگاهی قوی از برند، مشتریان وفادار ایجاد می‌کند.

کلیک ها - 377
Synonyms - مدیریت برند,Brand Management
مشارکت‌کننده واجد شرایط Qualified Eligible Participant

مشارکت‌کننده واجد شرایط یا QEP به فردی گفته می‌شود که شرایط لازم را برای سرمایه‌گذاری در ابزارهای مالی پیشرفته و پرریسک مانند قراردادهای آتی (Futures) و صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge Funds) دارد.

کلیک ها - 44
Synonyms - مشارکت‌کننده واجد شرایط,Qualified Eligible Participant,QEP
مدیر پول Money Manager

مدیر پول (Money Manager) فرد یا شرکت مالی‌ای است که مسئولیت مدیریت سبد سرمایه‌گذاری (پرتفوی) افراد یا نهادهای بزرگ را بر عهده دارد. این مدیران با استفاده از تخصص‌های مختلف—از تحقیق در مورد فرصت‌های سرمایه‌گذاری، انتخاب دارایی‌ها، تحلیل بازار، نظارت بر عملکرد سرمایه تا تصمیم‌گیری درباره زمان خرید و فروش—به مشتریان کمک می‌کنند ارزش سرمایه خود را افزایش دهند.

کلیک ها - 44
Synonyms - مدیر پول,Money Manager
مدیریت پول Money Management

مدیریت پول (Money Management) شامل برنامه‌ریزی و کنترل درآمد و مخارج است؛ از بودجه‌بندی و پس‌انداز گرفته تا سرمایه‌گذاری و هزینه‌کرد درست، چه برای افراد، چه خانواده‌ها و چه سازمان‌ها. هدف مدیریت پول این است که منابع مالی به شیوه‌ای کارآمد استفاده شوند تا ثبات مالی و رشد بلندمدت ایجاد شود.

کلیک ها - 60
Synonyms - مدیریت پول,Money Management