کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| فرمول آرایه Array formula | فرمول آرایه: فرمولی که چندین محاسبات را بر روی یک یا چند مجموعه از مقادیر انجام می دهد و سپس یک نتیجه واحد یا چند نتیجه را بر می گرداند. فرمول های آرایه بین پرانتزهای {} محصور شده و با فشار دادن CTRL+SHIFT+ENTER می توان وارد آن ها شد.
کلیک ها - 436 Synonyms -
فرمول آرایه,Array formula |
| فرمول لِمن Lehman Formula | فرمول لِمن (Lehman Formula) روشی برای محاسبه کارمزد در معاملات بزرگ مالی است که در دهه ۱۹۶۰ توسط بانک سرمایهگذاری Lehman Brothers طراحی شد. این فرمول به بانکها و مشاوران مالی کمک میکند تا کارمزد خدمات مشاوره، ادغام و تملیک (M&A)، تأمین مالی، و معاملهسازی را بر اساس ارزش معامله و بهصورت پلکانی تعیین کنند.
کلیک ها - 52 Synonyms -
فرمول لمن,Lehman Formula |
| فرنچایز Franchise | فرنچایز نوعی مجوز است که به دارنده حق امتیاز، دسترسی به دانش تجاری، فرآیندها و علائم تجاری اختصاصی فرنچایز دهنده را میدهد و به این ترتیب به دارنده حق امتیاز اجازه میدهد تا محصول یا خدماتی را تحت نام تجاری فرنچایز دهنده بفروشد. در ازای کسب حق امتیاز، دارنده حق امتیاز معمولاً هزینه اولیه راهاندازی و هزینههای صدور مجوز سالانه را به دارنده حق امتیاز پرداخت میکند.
کلیک ها - 114 Synonyms -
فرنچایز,Franchise |
| فرنچایزی Franchisee | فرنچایزی، مالک مستقل کسب و کاری است که یک فروشگاه خرده فروشی شخص ثالث به نام فرنچایز را اداره میکند. این بدان معناست که فرنچایزی، حق استفاده از علائم تجاری، برندهای مرتبط و دانش اختصاصی یک کسب و کار موجود را برای بازاریابی و فروش همان برند و رعایت استانداردهای مشابه کسب و کار مادر، که به عنوان فرنچایز دهنده شناخته میشود، خریداری میکند.
کلیک ها - 121 Synonyms -
فرنچایزی,Franchisee |
| فرهنگ شرکتی Corporate Culture | فرهنگ شرکتی به ارزش ها، باورها و رفتارهایی اشاره دارد که در یک شرکت مشترک یا درک شده است. اینها تعیین می کنند که چگونه کارمندان و مدیریت یک شرکت با هم تعامل دارند، انجام می دهند و معاملات تجاری را مدیریت می کنند. اغلب، فرهنگ شرکتی به طور ضمنی، تعریف نشده است، و به طور ارگانیک در طول زمان از صفات تجمعی افرادی که شرکت استخدام می کند، توسعه می یابد.
کلیک ها - 261 Synonyms -
فرهنگ شرکتی,Corporate Culture |
| فرهنگ متقابل Cross Culture | فرهنگ متقابل در دنیای تجارت به تلاش های یک شرکت برای اطمینان از اینکه کارمندانش به طور موثر با متخصصان سایر زمینه ها تعامل دارند، اشاره دارد. این صفت مانند صفت میان فرهنگی، بر شناخت تفاوتهای ملی، منطقهای و قومی در آداب و روشها و تمایل به پل زدن آنها دلالت دارد.
کلیک ها - 299 Synonyms -
فرهنگ متقابل,Cross Culture |
| فروپاشی اقتصادی Economic Collapse | فروپاشی اقتصادی، از هم پاشیدگی یک اقتصاد ملی، منطقهای یا منطقهای است که معمولاً پس از یک دوره بحران رخ میدهد. فروپاشی اقتصادی در آغاز یک نوع شدید از انقباض، رکود یا کسادی اقتصادی رخ میدهد و بسته به شدت شرایط میتواند هر تعداد سال طول بکشد. فروپاشی اقتصادی میتواند به سرعت به دلیل یک رویداد غیرمنتظره اتفاق بیفتد، یا ممکن است قبل از آن چندین رویداد یا نشانه وجود داشته باشد که نشاندهنده شکنندگی اقتصاد است.
کلیک ها - 321 Synonyms -
فروپاشی اقتصادی,Economic Collapse |