Skip to main content

کمک یار متا

واژه نامه اینترنتی متاکمک یار متا

کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.

نام "واژه" را وارد کنید.
Term شرح
ذخیره خسارت Loss Reserve
ذخیره خسارت مبلغی است که شرکت بیمه به‌صورت پیش‌بینی‌شده کنار می‌گذارد تا بتواند خسارت‌های آتی ناشی از بیمه‌نامه‌هایی را که صادر کرده، پرداخت کند.
کلیک ها - 54
Synonyms - ذخیره خسارت,Loss Reserve
ذخیره زیان اعتباری Provision for Credit Losses

«ذخیره زیان اعتباری» یا Provision for Credit Losses (PCL) مفهومی مهم در حسابداری و گزارش‌های مالی شرکت‌هاست که به برآورد زیان‌های احتمالی ناشی از عدم بازپرداخت مطالبات، وام‌ها یا بدهی‌ها اشاره دارد.

کلیک ها - 28
Synonyms - ذخیره زیان اعتباری,Provision for Credit Losses
ذخیره زیان وام Loan Loss Provision

ذخیره زیان وام یک هزینه مالی است که بانک‌ها در صورت‌های مالی خود ثبت می‌کنند تا برای زیان‌های احتمالی ناشی از وام‌های پرداخت‌نشده یا نکول‌شده آماده باشند.

کلیک ها - 83
Synonyms - ذخیره زیان وام,Loan Loss Provision
ذخیره لایفو LIFO Reserve

ذخیره لایفو (LIFO Reserve) یک اصطلاح حسابداری است که تفاوت میان هزینه موجودی به روش FIFO و هزینه موجودی به روش LIFO را نشان می‌دهد.

کلیک ها - 89
Synonyms - ذخیره لایفو,LIFO Reserve
ذهنیت سیلویی (Silo Mentality)

ذهنیت سیلویی (Silo Mentality) به حالتی در سازمان گفته می‌شود که در آن بخش‌ها یا واحدهای مختلف تمایلی به اشتراک‌گذاری اطلاعات با یکدیگر ندارند و هر بخش به‌صورت جداگانه و مستقل عمل می‌کند.

کلیک ها - 16
Synonyms - ذهنیت سیلویی,Silo Mentality
ذی‌نفع (Stakeholder)

ذی‌نفع (Stakeholder) به فرد یا گروهی گفته می‌شود که به نوعی در موفقیت یک کسب‌وکار یا پروژه نفع یا علاقه (معمولاً مالی) دارد و می‌تواند بر عملکرد آن تأثیر بگذارد یا از آن تأثیر بپذیرد.

کلیک ها - 26
Synonyms - ذی‌نفع,Stakeholder
ذینفع Beneficiary

ذینفع شخص (یا نهادی) است که برای دریافت مزایای دارایی متعلق به شخص دیگری تعیین شده است. ذینفعان اغلب این مزایا را به عنوان بخشی از ارث دریافت می کنند.

در اسناد مربوط به بیمه نامه عمر، حساب بازنشستگی، حساب کارگزاری، حساب بانکی و سایر محصولات مالی می توان ذینفع را تعیین کرد.

کلیک ها - 205
Synonyms - ذینفع,Beneficiary