کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| تقسیم سهام (Stock Split) | تقسیم سهام (Stock Split) زمانی اتفاق میافتد که یک شرکت تعداد سهام خود را افزایش میدهد، اما در عوض قیمت هر سهم کاهش مییابد، بهطوری که ارزش کل سرمایهگذاری تغییری نمیکند.
کلیک ها - 60 Synonyms -
تقسیم سهام,Stock Split |
| تجاوز در امور ملکی Encroachment Mean | در املاک و مستغلات، تجاوز به این معنی است که یک مالک با ساختن یا گسترش یک سازه در زمین یا ملک همسایه به عمد یا غیر از آن، حقوق دیگری را نقض می کند. تجاوز می تواند یک مشکل در خطوط مالکیت مورد مناقشه باشد.
کلیک ها - 426 Synonyms -
تجاوز در امور ملکی,Encroachment Mean |
| تعدیل پایه مالیاتی در ارث (Step-Up in Basis) | Step-Up in Basis یک قانون مالیاتی است که هنگام انتقال دارایی به ارث، پایه هزینه (Cost Basis) آن دارایی را به ارزش بازار در زمان فوت مالک قبلی افزایش میدهد.
کلیک ها - 30 Synonyms -
تعدیل پایه مالیاتی در ارث,Step-Up in Basis |
| تحلیل میانگین–واریانس Mean-Variance Analysis | تحلیل میانگین–واریانس (Mean-Variance Analysis) یک روش مهم در مدیریت سرمایهگذاری است که به سرمایهگذاران کمک میکند رابطه میان ریسک و بازده یک دارایی یا سبد سرمایهگذاری را ارزیابی کنند.
کلیک ها - 67 Synonyms -
تحلیل میانگین–واریانس,Mean-Variance Analysis |
| تماس تحت پوشش Covered Call | اصطلاح تماس تحت پوشش به یک تراکنش مالی اشاره دارد که در آن سرمایهگذار فروش اختیار خرید، مالک مبلغی معادل از اوراق بهادار اساسی است. برای اجرای این کار، سرمایهگذاری که موقعیت طولانی در یک دارایی دارد، سپس گزینههای فراخوانی را روی همان دارایی مینویسد (میفروشد) تا یک جریان درآمد ایجاد کند. موقعیت طولانی سرمایه گذار در دارایی پوشش است زیرا به این معنی است که در صورت انتخاب خریدار اختیار خرید، فروشنده می تواند سهام را تحویل دهد.
کلیک ها - 289 Synonyms -
تماس تحت پوشش,Covered Call |
| تبصره بازخرید جبرانی Make‑Whole Call Provision | تبصره بازخرید جبرانی (Make‑Whole Call Provision) بندی در قرارداد اوراق قرضه است که اجازه میدهد ناشرِ اوراق (Issuer) بدهی باقیمانده را پیش از سررسید بازپرداخت کند.
کلیک ها - 62 Synonyms -
تبصره بازخرید جبرانی,Make‑Whole Call Provision |
| توسعه دهنده نرم افزار | تعریف توسعه دهنده نرم افزارتعریف کلی توسعه دهنده یا تولید کننده نرم افزار : در مبحث توسعهٔ نرمافزار به هر کسی اطلاق میشود که بخشی از فرایند تولید نرم افزار را برعهده داشته باشد. (Software develope)
کلیک ها - 1560 Synonyms -
توسعه دهنده نرم افزار, تولید کننده نرم افزار |