کمک یار متا
واژه نامه اینترنتی متا
کمک یار و کمک رسان مطالب مفید، آموزشی، مقاله و پروژه های دانشجویی به ترتیب حروف الفبای فارسی. واژه نامه اینترنتی متا با هدف بالا بردن سطح دانش و علم فعالیت می نماید.
| Term | شرح |
|---|---|
| بهره معاملات فروش استقراضی (Short Interest) | Short Interest یا بهره شورت به تعداد کل سهامی گفته میشود که توسط معاملهگران فروش استقراضی (Short) شدهاند اما هنوز بازخرید (Cover) نشدهاند.
کلیک ها - 31 Synonyms -
بهره معاملات فروش استقراضی,Short Interest |
| بهره مفروض Imputed Interest | بهره مفروض یا Imputed Interest زمانی رخ میدهد که یک وامدهنده هیچ بهرهای یا بهرهای کمتر از نرخ بازار برای یک وام دریافت کند، اما سازمان مالیاتی (مثل IRS در آمریکا) نرخ بهرهای را بهصورت فرضی برای محاسبات مالیاتی در نظر میگیرد.
کلیک ها - 69 Synonyms -
بهره مفروض,Imputed Interest |
| بهره ناخالص Gross Interest | بهره ناخالص نرخ سالانهای است که برای یک سرمایهگذاری، اوراق بهادار یا حساب سپرده پرداخت میشود، قبل از کسر مالیاتها، کارمزدها یا سایر هزینهها.
کلیک ها - 90 Synonyms -
بهره ناخالص Gross Interest |
| بهره یا سود حمل شده Carried Interest | بهره حمل شده سهمی از سود است که توسط شرکای عمومی سهام خصوصی، سرمایه خطرپذیر و صندوق های تامینی به دست می آید. سود حمل شده به شرکای کل بر اساس نقش آنها است نه سرمایه گذاری اولیه در صندوق. به عنوان کارمزد عملکرد، سود حمل شده، غرامت شریک عمومی را با بازده صندوق هماهنگ می کند.
کلیک ها - 465 Synonyms -
بهره یا سود حمل شده,Carried Interest |
| بهره یا سود سرمایه ای Capitalized Interest | بهره سرمایه ای هزینه استقراض برای خرید یا ساخت یک دارایی بلندمدت است. برخلاف هزینههای بهرهای که برای هر هدف دیگری انجام میشود، بهره سرمایهای بلافاصله در صورت سود و زیان صورتهای مالی شرکت هزینه نمیشود.
کلیک ها - 638 Synonyms -
بهره یا سود سرمایه ای,Capitalized Interest |
| بهرهوری Productivity | بهرهوری به نسبت بین میزان خروجی (Output) و میزان ورودی (Input) گفته میشود. به عبارت ساده، این مفهوم نشان میدهد که با چه مقدار منابع (مانند نیروی کار، زمان یا سرمایه) چه مقدار محصول یا خدمات تولید میشود.
کلیک ها - 30 Synonyms -
بهرهوری,Productivity |
| بهرهوری عملیاتی Operational Efficiency | بهرهوری عملیاتی (Operational Efficiency) معیاری است که نشان میدهد یک شرکت یا سیستم چه مقدار سود را نسبت به هزینههای عملیاتی ایجاد میکند. هرچه بهرهوری عملیاتی بالاتر باشد، یعنی با هزینه برابر یا کمتر، سود بیشتری نسبت به گزینهها یا رقبا به دست میآید. این مفهوم هم در مدیریت کسبوکار و هم در سرمایهگذاری و بازارهای مالی اهمیت بالایی دارد.
کلیک ها - 32 Synonyms -
بهرهوری عملیاتی,Operational Efficiency |